X
تبلیغات
رایتل

حاضر اما برای تو

15 بهمن 1396
حاضر اما برای تو

ربنا لا تؤاخذنا إن نسینا أو أخطأنا  (بقره 286)

معبودا، بر ما ببخشای اگر فراموشت کردیم یا به خطایی مبتلا شدیم که نباید

محبوب من، بر من نبخش اگر روزی فراموشت کنم

و به سخت ترین هجر ممکن مجازاتم کن

اگر به جز گناه دوست داشتنت

خطای دیگری مرتکب شوم!

پ ن: درد کمی نیست پروانه باشی ، گل نباشد و فقط شمع باشد و آتشش !

نظرات (24)
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:44
اول
پاسخ دانیال:
اول همیشه به معنای آمدبودن نیست
گاهی به معنای تک بودن و خاص بودنه
برای همین یکی از نام های خدا همین « اول» هست
هو الاول
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:54
حبیب من مشق هایم را نگاه کن ...
همه وصف دوست داشتن توست
پاسخ دانیال:
عشق را نباید ماهیتی مستقل از دین تلقی کرد
باید آن را به زندگی تبدیل کرد
آشپزی ، ظرف شویی ، نماز خواندن تو همه باید از سرعشق باشد
اگر عشق نهادی جدا از زندگی تلقی شود انزوا می آفریند
ولی اگر با زندگی تو عجین شود خود آفریننده میشود
یادمان باشد تنها آن کسی که آفریننده هست
میتواند با آفریننده خود ارتباط عاشقانه تری داشته باشد !

جلسه درس مورخ 27 آذر 96
قلب خندان(سارا)
15 بهمن 1396 ساعت 18:01
به دیده حسرتش داریم؛ و در دل هُرم آهش را
پاسخ دانیال:
اندیشه فقط نام یک کوچه نیست
سپهرش آسمان و خانه اش پایتخت جهان منست !
بارون خورده
15 بهمن 1396 ساعت 20:20
«رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» (قصص/24)
پاسخ دانیال:
فقیر نیستم ولی برای خوشبخت شدنم در زندگی به سه خیر مهم، سخت محتاجم و نیازمند !
آن سه ، چیزی نیستند جز :
طُ ، تُ ....... و تو
بارون‌ خورده
15 بهمن 1396 ساعت 21:05
“طهورا” برای حضور دوباره تون خوشحالم : )

آقای دهقانیان! من اینجا، برای شما و نوشته هاتون؛
برای تک تک مخاطبینتون احترام زیادی قائلم
که پشت هر شخصیت مجازی؛ حقیقتی به وسعت یه زندگیه!
برای همه شون، همه تون؛ آرزوی سلامتی و سعادت دارم
پاسخ دانیال:
دنیای مجازی سرابی بیش نیست مثلا ببین
بعد شش سال من هنوز اسمت را نمیدونم و البته نباید هم بدونم ،
اصلا دونستن اسمت چه دلیلی داره برای منی که مجازی شما هستم
اما دنیای من و سمیرا ، با اینکه کم بودو کوتاه ، شاید کمتر از یک ماه !
اما حقیقی بود و واقعی ، با این که همدیگر را جز از پشت دیوار باغ خونشون حس نکردیم
اما فلانی ، معجزه دوست داشتن که فقط به آغوش و بوسه نیست ...
معجزه اینه که هنوز بعد یک ماه نتونسته پاشو تو اون خونه بزاره
نتونسته اون باغ را ببینه ، معجزه اینه که هنوز دوستم داره
به خدا درد من رفتنش نیست ، موندنشه !
که شب تا صبح مثل نبرد تن به تن با خیالش کلنجار میرم
همه حرفامون را مرور میکنم که ببینم کجای راه را اشتباه رفتم
در خیالم قهر میکنم باهاش و ساعتی بعد آشتی !
تمام خیابان را امروز با او قدم زدم ، وای که چقدرحرف زدیم باهم
بهم گفت اگر سگ دوست نداری باید برای تولدم اسب سفید بگیری !!!
گفتم حالا این اسب خوشبخت نر باشه یا ماده .... گفت فقط سفید باشه مثل دلت

http://s8.picofile.com/file/8318542418/doost_dashtan.ogg.html
قلب خندان(سارا)
15 بهمن 1396 ساعت 21:16
آه آهنگـ ُ
پاسخ دانیال:
ازم پرسید تو که منو ندیدی چطور تصورم میکنی؟
بهش گفتم درست مثل قوس کمر یک تپه شنی وسط کویر گرم کنعان !

http://s9.picofile.com/file/8318546100/338.jpg
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 21:39
باران جان من همیشه حاضر بودم و هستم و خواهم ماند ...
اینجا خانه ی دل من است
پاسخ دانیال:
کسی چه میداند؟!
اگر دستان تو آن ماشه را برای شلیک به قلبم نمی چکاند
شایدهنوز هم پیراهنم برای آغوش تو به لکنت می افتاد!

http://s9.picofile.com/file/8318547784/339.jpg
....
15 بهمن 1396 ساعت 22:08
دانیال میگم درست شدی شبیه من ......
پاسخ دانیال:
بیت المال نیست ولی حق الناس که هست اینقدر نیازارید مرا ....
دوست ندارم کسی جز خودش منو دانیال صدا کنه !
بارون خورده
15 بهمن 1396 ساعت 22:12
هیچ بایدی وجود نداره
این یه انتخابه که با اسم شناسنامه ایت بنویسی یا اسم مستعار
من از اول دومی رو انتخاب کردم! چون‌ اینطوری میتونستم خودم باشم؛ بدون اون پوسته‌ی سختی که دور خودم کشیدم
چون اسامی نشون دهنده شخصیت ادمها نیستن! فقط برای این هستن که بتونیم همدیگه رو مخاطب قرار بدیم
اگه اسم سمیرا؛ نگار بود! یا هر اسم دیگه ای!! حستون بهش کمتر میشد؟! قطعا نه

برای من دنیای مجازی سراب نیست؛ کتابه!
هر صفحه و‌ وبلاگی یه کتاب منحصر به فرده
مثلا اینجا برای من یه کتابه که اروم میخونمش تا دیر تموم بشه؛
تا اصلا تموم نشه
برخلاف بعضی کتابها و قصه ها که دوست داریم زودتر تمومشون کنیم!
برخلاف بعضی کتابها و قصه ها که برای همیشه می‌بندیمشون!!
پاسخ دانیال:
رؤیایت را که هر شب میبینم ، به کجای دنیا برمیخورد که خودت هم بیایی؟!

http://s8.picofile.com/file/8318549300/340.jpg
....
15 بهمن 1396 ساعت 22:22
سکوت میکنم مثل همیشه بسیار بسیار بلندتر از فریاد
پاسخ دانیال:
تردید نکن مثل شعری که هر بار با گریه های شبم کوتاه تر میشود !

http://s9.picofile.com/file/8318549818/341.jpg
....
15 بهمن 1396 ساعت 22:27
هشتمین نفر من بودم .
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
پاسخ دانیال:
نور باید به نور برگردد و بهار به بهار پس میگویم :
أنا غریب مثلک بین أحزانی ، لا شیء فی قلبی سوی صمت لیالی ...
و لکن لا تنس یا إمامی بأنک ذات یوم کنت محبوبی و مولائی ،
فأشهد أنی عرفت الله ، فی حمائم التی تطیر من عینیک إلی قلبی !

من هم مثل تو بین غم هایم غریبم
طوری که غیر از سکوت این شبها
چیز دیگری در قلبم وجود ندارد
ولی فراموش نکن ای امام من
که در چنین روزهای پر غمی
تنها تو معشوق و مولای من هستی!
و من شهادت میدهم که خدا را
از کبوترانی کز چشمان تو به سوی قلبم پرواز کرده اند شناخته ام ....
دانیال شهید
96/11/15
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 22:28
عشق که باشد
افتادن برگ را می بینی
حرکت آب را...
صدای پرندگان را ...
گل کوچکی که آن گوشه ست...
اصلا عاشق که باشی
در و دیوار با تو حرف میزنند
حتی آن گل خشک شده روی در یخچال به تو لبخند میزند ...
تابلوها تاریخچه تعریف می کنند ...
آشپزی را حتی اگر دوست نداشته باشی خاطرات مشتاقت می کنند ...
ظرفها را به جان می اندازی تا شلوغ کنند ...
بعد کنار خودت می نشینی و برای اینهمه عشق لبخند می زنی و شکر می گویی ...
این فقط برای اشیاء بود ...دلها جای خود دارند
پاسخ دانیال:
با همه مهربانی هم شجاع بود و هم بی رحم !
یادم میاد اتفاق ناگواری برای سمانه خانوم خواهرش افتاده بود
اتفاقی که حتی قلم خوف میکند از گفتنش اگر بخیر نمیگذشت!
اون روز مثل هر روز غرق صحبت تلفنی بودیم که تلفن منزلشون زنگ میخوره ...
بهم گفت دانیال بابامه . قطع نکنی الان برمیگردم !
پشت خط پدر مهربانش بود که جویای حالش شده بود
اما اون مجال نداد ، در سه کلمه واقعه ای که نیاز به یک ربع مقدمه داره را بیان کرد:
سلام بابا ، قربونت برم ، سمانه( ......) ، آره ، خلاصه یک زنگ بزن خودت میفهمی چه خبره !
همون جا بود که گربه که چه عرض کنم ؛ هر چی فیل و شیر و پلنگه دم حجله کشت
با خودم گفتم دانیال کی بشه نوبت تو بشه ! زیاد طول نکشید ...
به خدا اگر گوسفند بود اینگونه ذبح نمی کردند!
یک شب بی مقدمه گفت دانیال به خاطر تو نامردم اگر فردا عقد نکنم
فرداش عکس دسته گل عقدش را فرستاد و برای همیشه رفت !
حالا من ماندم و حرف دل شاعری که سرود :
با دلت حسرتِ هم‌صحبتی‌ ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

http://s8.picofile.com/file/8318313750/tanhaye.mp3.html
بارون خورده
15 بهمن 1396 ساعت 23:00
امشب وقتی از مطب دکتر برمیگشتم فکر کردم که زندگی چقدر میتونه کوتاه باشه؛ به این جنگیدن و تلاش بیهوده خیلی از ادمها!

امشب بعد از مدتها دلم میخواست میشد و دوباره مینوشتم!
پاسخ دانیال:
انگشت اشارت بس است! دکتر برای چه ، جانم فدایت شود
مگر دلهره های معیوب این پیامبر سوخته را نمی بینی
که مرا به غم نحیف جانت گسیل میدهی !
غریبه آشنا
16 بهمن 1396 ساعت 11:12
دوستت دارم دانیال ...
پاسخ دانیال:
مثل عشق که در پیراهن من یوسف شد
خط به دنبال تو آمد که نستعلیق شد!
من خواب تو را دیدم که عاشقت شدم
لعنت به خوابی که با نبودنت تعبیر شد

#دانیال_تو
طهورا
16 بهمن 1396 ساعت 16:38
دلها یخ زده اند ...
سر نمیزنی یوسف ؟!
پاسخ دانیال:
سعی کردم چاه نبودنش را با یوسف پر کنم !
از ته چاه خندید و گفت
برای به آغوش کشیدن این پیراهن
یا باید گرگ باشی یا زلیخا ...
با اشک سوزان در جوابش گفتم :
برای رسیدن به تو
من فقط شیر هستم اگر صیاد، تو !
غریبه آشنا
16 بهمن 1396 ساعت 17:28
مردم حسرت یه عکسو به دلمون گذاشتن اونوقت برای عموم عکس گذاشتن پروفایلشون. اگه بگی به خاطر تو گذاشتم به دلم نمیشینه چون من با بقیه فرقی ندارم الان
پاسخ دانیال:
برای تو شاید یکی از همین مردم باشم یا شده باشم ولی برای من تو همیشه ای!
از اعجاز آسمان حرفی نزن وقتی تو در زمین برایم معجزه ای ...
وقتی روز آخر ازم عکس خواست بهش گفتم آدم تنها که عکس نداره
بهم گفت من خودت را میخام نه عکست را ولی وقتی حتی پیراهنی نیست که بوی تو را بده
پس باید عکسی باشه که بهار تا بهار به آن خیره شوم ، دلتنگت شوم ، .....
بهش گفتم ، زیر چتر هیچ کسی باران نمی باره و دل تنگ با دیدن هیچ عکسی آرامش پیدا نمیکنه
ولی، ولی خودت خوب میدونی میان این همه نداشته هایم از تو آنچه که دارم برای توست ،
پس دو روز به من فرصت بده، عکس که قابلی نداره ، امر کنی جان ناقابلم را هم فدایت میکنم ...
دو روز که گذشت شروع شد همان داستان معروف یکی بود و یکی نبود!
این بار هم من آن یکی بودم و او آن یکی نبود ،
عکس کوچیک من قاب چشمان او را کم داشت ...
به احترام قولی که داده بودم جسارت نکردم که برای خودش ارسال کنم
و ازطرفی نمیخواستم بد قول نگاهش باقی بمانم
میدونستم اون شماره را جز خودش کسی دیکه نداره ...
عکس را روی همان پروفایل گذاشتم که برای مردم نیست ،
تا تنها او ببیند ، تنها او صدایم کند ، تنها او دوستم داشته باشد
هرچند شک ندارم که خودش میدونست شهر من شلوغه
ولی کاش اینم میدونست دانیال تا وقتی اونو داره نیاز به کسی نداره
دوستت دارم را باور نمیکنند میفهمند، باور نکن بفهم !

http://s8.picofile.com/file/8318620768/vabaste.mp3.html
قلب خندان
16 بهمن 1396 ساعت 20:10
http://uupload.ir/view/2440_۷۸۹۹۰.mp3/
پاسخ دانیال:
تو ابر میشوی ، ترانه میخوانی، وعده رسول تازه میدهی ، من فقط اشک میریزم !

http://s9.picofile.com/file/8318659684/namoond.mp3.html
طهورا
16 بهمن 1396 ساعت 22:17
آتش عشق سوزنده تر از آتش طبیعت است
می سوزاند و تو دوباره بر می خیزی دوباره می سوزاند و تو دوباره ...
هر بار سوخته تر ...
پاسخ دانیال:
فریاد همیشه پشت یک حنجره نیست، گاهی دلی نشسته در فریاد
گاهی بعد یک فریاد هزار سال خاموشی است ، آدم سوخته را نمیسوزانند
شما را به خدا برای اثبات معشوقی خود، هی دلهای عاشقتون را نشکونید!

ویقتلون النبیین بغیر الحق (بقره 62)
طهورا
16 بهمن 1396 ساعت 22:39
میهمان شب که باشی
خود را گم میکنی
و این گمگشتگی چه زیباست ...
پاسخ دانیال:
بهم گفت چشم بگذار تا مثل کودکی ها جایی در گوشه زندگیت پنهان شوم
تا تو بیایی و پیدایم کنی و لب بگذاری و بگویی سک سک ...
اما من ؛ وقتی همه دلش را گشتم و پیدایش نکردم باورم شد پنهان شدن بهانه بود
اون عاشق بازی کلاغ پر بود که پرستووار از زندگی من پریده بود !
ز
17 بهمن 1396 ساعت 06:17
بعضی هارو بدون دلیل دوست داری ولی
بعضیارو هزارتا دلیل هم داشته باشی باز
هم نمیتونی دوست داشته باشی :^]]]
خودمم نمیدونم چرا همش میام اینجااااااا
پاسخ دانیال:
خورشید شاید ولی
در آسمان قلب من
ستارگان غروب نمی کنند

http://s8.picofile.com/file/8318659976/342.jpg
قلب خندان
17 بهمن 1396 ساعت 08:06
کرده ام باز به آن گریه ی سودا؛سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا؛ دریا

ساقی امشب چه جنون ریخت به پیمانه ی هوش
که شکستم به دل قلقل مینا ؛ مینا

دل اشفته مارا به سر مویی دریاب
ای سر موی تو سرکوب ختنها تنها
پاسخ دانیال:
با این تقدیر کوفتی که من دارم
حتی اگر دانیال حکیمی هم بودم
باز اون عاشق سعید راد میشد !

http://s8.picofile.com/file/8318667450/343.jpg
قلب خندان
17 بهمن 1396 ساعت 10:27
اقا دانیال !حکیمی هم بتون میاد
پاسخ دانیال:
سن دونیامسان ، دانیالی من نینیرم ؟!

تو دنیای منی , دانیال را می خوام چکار؟!
طهورا
17 بهمن 1396 ساعت 10:30
درس عشق میدانی ...
هر آنچه تو میدانی آن نیکوست
لایق شویم تو میدانی
در درد دوری بمیریم تو میدانی

و اما بعد از آن ...
پاسخ دانیال:
تو که نیستی ، شب ها زود میخوابم
تا دیگه ماه را نبینم ...

http://s8.picofile.com/file/8318707676/344.jpg
زهرا
17 بهمن 1396 ساعت 22:08
یه کم از حرفهای "ز" حرف من بود
هرکسی هست خیلی نامرده...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد