X
تبلیغات
رایتل

چشم هایش

12 بهمن 1396

چشم هایش

نه تو کمتر از یوسفی و نه من کمتر از زلیخا ...

کنعان را کتمان نمیکنم، یوسف را دوست دارم ولی نه به اندازه تو!

دل نوشت: آنکه رفت تو بود و آنچه ماند ماه!

تا زلیخا بخرد این دل بی سامان را، برگرد و در حق من پیراهنی کن ...

نظرات (98)
خادم الحسین علیه السلام
7 خرداد 1392 ساعت 07:40
مثل همیشه سلام..
پاسخ دانیال:
گم کرده ای مرا و باز خدا را میخوانی؟!
ایاک نعبدهای نمازت باید شنیدنی باشد
طهورا
7 خرداد 1392 ساعت 14:13
عاشق آن صخره هایم ٬ماه را هم دوست دارم
کفش هایم کو که من این راه را هم دوست دارم
اشک با من مهربان است و تبسم مهربانتر
شور و لبخند و دریغ و آه را هم دوست دارم
گر چه خارم ٬گاه گاهی راه دارم در گلستان
گر چه خاکم٬ خاک آن درگاه را هم دوست دارم
عاشقم بر ذکر یا رحمان و یا حنان و یا هو
ذکر یا منان و یا الله را هم دوست دارم
یوسفی گم کرده ام چون روزهای عمر و هر شب
سر فرو بردن درون چاه را هم دوست دارم
با غریبان جهان هر لحظه در سوز و گدازم
راستش این غربت جانکاه را هم دوست دارم
...(نمی دونم شعر از کیه؟)
سلام
پاسخ دانیال:
که اینگونه هستند دوستان ما
مریم
7 خرداد 1392 ساعت 14:45
تکرار نام تو
خوش آواترین سمفونی دنیاس
یوسف را نمی شود کتمان کرد
اما من تو را در دلم کتمان کردم
من خودم را دوست دارم اما
نه به اندازۀ تو

سلام داداش
پاسخ دانیال:
دل میداند که من از تکرار این روزها ، تنها شب را دوست دارم !
مریم
7 خرداد 1392 ساعت 14:47
واکنش عمومی پس از ازدواج خلیل
http://s2.picofile.com/file/7781459137/123.jpg

ای خدا بگم چیکارت نکنه داداش دانی
اینقدر خندیدم که اهل خانه که در خواب ناز بودن اعتراض گویان وارد اتاقم شدن
پاسخ دانیال:
حتی یاد تو برایم کافی است ...
سفیر رحمت
8 خرداد 1392 ساعت 14:24
سلام
شما لطف دارید
من به شخصه از مطالب زیبای وبلاگتون لذت می برم، مخصوصا از تک جمله های پایان برخی از پست ها؛
خدا به شما ذهن خلاق و هنرمندی عطا کرده، قدر این ذهن رو بدونید ...
پاسخ دانیال:
من چه باشم تا که باشم ؟!
طهورا
8 خرداد 1392 ساعت 19:21
میگم اون لینک واکنش عمومی به ازدواج خلیل وطنی نیست
احتمالا گریه شوقه .این لینک نه ببخشید نقاشی واکنش کاملا وطنی به ازدواج خلیله ...ببینید.
http://upload.tehran98.com/img1/mvkctiidbp2scy7fcxf.png
پاسخ دانیال:
با یک اسماعیل ماه میشوم ، با تو ولی خورشید
مریم
9 خرداد 1392 ساعت 14:16
عمــــــــــه جانم
فرشته ها دست به دعا بشن
بلکه بخت این داداش دکتری خوشتیپ ما هم باز بشه

حالا داداش کی با ماه ازدواج می کنین ایشالله؟؟؟
پاسخ دانیال:
آسمان هزار ستاره دارد ولی ماه یک بار داماد میشود !
خادم الحسین
9 خرداد 1392 ساعت 18:46

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی!

انعام 4

پاسخ دانیال:
سلام وقتی سلام نام دیگر خداست ...
عطیه
10 خرداد 1392 ساعت 13:30
بوی پیراهن یوسف که کند روشن چشم
باد گویی که به پیر غم کنعان آرد
پاینده باشید و برقرار
پاسخ دانیال:
چشمان یوسفی اش ، علت حیرانی ام !
ریحانه
10 خرداد 1392 ساعت 14:16
کامنتم نمیاد آخه . . .
پاسخ دانیال:
هزار بار خواندیم به روی چشم !
این یک بار ولی به چشم دل ...
سهبا
10 خرداد 1392 ساعت 22:58
لحظه وصال ماه و دریا , چه دیدنی ست و من چقدر حسرت خوردم کاش می شد بود و دید و اشک شوق ریخت در نورباران اسمان و پایکوبی ستاره ها ...
شادی میهمان همیشه آسمان دلت برادرم .
پاسخ دانیال:
ستاره ، عروس خیال من نشود ، با ماه وصلت باید کرد !
سهبا
10 خرداد 1392 ساعت 22:58
دلتنگ شنیدن قصه یوسفم از زبان شیرین برادر . دلتنگ همه لحظه هایی که گذشته و انگار سالهاست از من دور است . تو می دانی داروی این درد دلتنگی را برادر ؟
پاسخ دانیال:
دردهای من مسری است
مراقب باشید
ر
10 خرداد 1392 ساعت 23:39
رای ما ولایتی
اگر هم رای شما شد عیبی ندارد
پاسخ دانیال:
شیرینی اگر فرهادت یوسف باشد !
رای ما : یوسف جلیلی
خادم الحسین علیه السلام
11 خرداد 1392 ساعت 09:06
سلام ممنونم بابت معرفی کتاب ،
پاسخ دانیال:
پس بفرمایید: این دو سیخ کتاب و یک لیوان ستاره ی داغ!
خادم الحسین علیه السلام
11 خرداد 1392 ساعت 09:07
ممنونم دیگه خودم گشتم و پیداش کردم..
پاسخ دانیال:
مثل چون من ، باید تمام قلب های غمگین را پیدا کنی !
ر
11 خرداد 1392 ساعت 13:18
دیگر شیرینی رخت بربست از دفتر دل
دیگر قند کلمات، شیرینی ندارد برای دوستان
پاسخ دانیال:
که اینچنین است قرآن و نهج البلاغه
و لیکن باک مدار که ذاکر خدا نه تنهاست
اگر آدمی به شما کمتر آید ، باشد که فرشنگان بیشتر آیند ...
ریحانه
11 خرداد 1392 ساعت 13:34
http://upload7.ir/images/59997277652699336524.jpg

پاسخ دانیال:
برعکس عکس تو این دل منست که غم دارد
ستاره ، تو و هزار شاخه نرگس را کم دارد !
طهورا
11 خرداد 1392 ساعت 14:06
سهبا خانوم فرمودند لحظه وصال ماه و دریا چه دیدنی ست خواستم بگم عکس های این وصال در دنیای کاملا مجازی چاپ شد.

http://upload.tehran98.com/img1/7umr78sflujeppdf22l.png

پاسخ دانیال:
ستاره ، آتش ، خورشید ، هر دو پرنورند اما ماه من کجا ؟!
مریم
11 خرداد 1392 ساعت 16:06
لایک به نقاشیای قشنگتون عمه جان
راس میگن داداش... این نقاشیا از کجاس؟
پاسخ دانیال:
هر چند باورش سخت است ولی حقیقت دارد
اعجاز او بزرگتر از دل منست !
سید
11 خرداد 1392 ساعت 20:47
بنویسید به دیوار سکوت:عشق سرمایه هر انسان است
بنشانید به لب حرف قشنگ،حرف بد وسوسه شیطان است
و بگویید که فردا دیر است
و اگر غصه بیابد امروز،تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید رهی را که کنون،تا ابد سوی صداقت برود
و بکارید به هر خانه گلی که فقط بوی محبت بدهد
پاسخ دانیال:
حکایت دل تنگ و دل سنگ که نوشتن نمیخواهد رفیق !
بارون خورده
11 خرداد 1392 ساعت 23:23
آّبیِ آسمان را کتمان نمیکنم..
اینجا را دوست دارم اما نه به اندازه ی آسمانِ سیاه :))
پاسخ دانیال:
روز باشد یا شب ...
اگر از من باشد به جای ماه
تو را می نشانم بر آسمان
ریحانه
12 خرداد 1392 ساعت 13:42
دارند ساده ساده مرا خام می کنند
با داغ کنهه ی خفقان رام می کنند
مثل پرنده در قفس و رو به آسمان
با آب و دانه اهلی و بد نام می کنند
بالم شکسته نیست ولی مردمان ِشهر
دستی به سر کشید ه و آرام می کنند
حالا که بی قراری ام از حد گذشته است
حسرت به دل گذاشته ، ناکام می کنند
منصورهای در پی عصیان خسته را
روزی هزار مرتبه اعدام می کنند
درکوچه باغ شعر نگفته اند آخرش.......
مرگ فجیع کیست که اعلام می کنند .


مهدی نژادهاشمی
پاسخ دانیال:
منظور دلت اگر من باشم ، منصور دلت رقص کنان خواهم شد !
طهورا
16 خرداد 1392 ساعت 17:39
والّا تقریرِ یاس و احساس با زبان الکن ما کاری بس سخت و غیر ممکن بود لیکن با سر انگشت حواس فقط توانستیم آنرا با طرز ابتدایی بکشیم .
کاش خودتان در یک پست آنرا با زبان آسمان تقریر کنید.
پاسخ دانیال:
هر واژه ای که به تحسین تو تن دردهد ، محکوم به تماشاست !
طهورا
16 خرداد 1392 ساعت 17:41
والّا تقریرِ یاس و احساس با زبان الکن ما کاری بس سخت و غیر ممکن بود لیکن با سر انگشت حواس فقط توانستیم آنرا با طرز ابتدایی بکشیم .
کاش خودتان در یک پست آنرا با زبان آسمان تقریر کنید.
پاسخ دانیال:
برای این همه چشمان بی تماشا ؟!
طهورا
16 خرداد 1392 ساعت 18:50
والّا تقریرِ یاس و احساس با زبان الکن ما کاری بس سخت و غیر ممکن بود لیکن با سر انگشت حواس فقط توانستیم آنرا با طرز ابتدایی بکشیم .
کاش خودتان در یک پست آنرا با زبان آسمان تقریر کنید.
پاسخ دانیال:
چشمانت فریبا که باشد ، سیاحت میکنی دل ما را ...
طهورا
16 خرداد 1392 ساعت 18:54
والّا تقریرِ یاس و احساس با زبان الکن ما کاری بس سخت و غیر ممکن بود لیکن با سر انگشت حواس فقط توانستیم آنرا با طرز ابتدایی بکشیم .
کاش خودتان در یک پست آنرا با زبان آسمان تقریر کنید.
پاسخ دانیال:
عطش رنج ، نگاهی است دوخته شده !
طهورا
16 خرداد 1392 ساعت 18:55
والّا تقریرِ یاس و احساس با زبان الکن ما کاری بس سخت و غیر ممکن بود لیکن با سر انگشت حواس فقط توانستیم آنرا با طرز ابتدایی بکشیم .
کاش خودتان در یک پست آنرا با زبان آسمان تقریر کنید.
پاسخ دانیال:
دفتر من کتاب از عشق تو شد
باز با من از ماه میگویی ؟!
طهورا
17 خرداد 1392 ساعت 13:31
تقریر دل هایی از جنس یاس و احساس کار زبان الکنی چون من نباشد ٬لیکن این سر انگشتان خیال کاری مبتدی بر صفحه دوست نگاشتند... ای کاش بنویسید بر صفحه روشن این خانه تقریری از زبان ماه.
پاسخ دانیال:
من که سالها گفتمت !
طهورا
17 خرداد 1392 ساعت 13:35
تقریر دل هایی از جنس یاس و احساس کار زبان الکنی چون من نباشد ٬لیکن این سر انگشتان خیال کاری مبتدی بر صفحه دوست نگاشتند... ای کاش بنویسید بر ورق روشن این خانه تقریری از زبان ماه.
پاسخ دانیال:
هم خورشید میداند و هم سایه ماه
که همسایه ما اهل عشق آباد است
عطیه
18 خرداد 1392 ساعت 19:05
به دلم میگویم: آن یوسفی که به کنعانش برگشت
استثنا بود...
تو غمت را بخور...!
پاسخ دانیال:
هنوز هم که هنوز است
گرگ های کنعان میدرند پیراهن دلم را ...
l
20 خرداد 1392 ساعت 23:35
سلام دوستان
آیا به دنبال یک بروشور ساده و قابل فهم تبلیغاتی دکتر جلیلی برای مردم عادی هستید؟
آیا تنها پول وامکانات چاپ یک بروشور سیاه و سفید a4 را دارید؟
بروشور "چرا جلیلی اصلح است" ویژه مخاطب عام، مناسب برای چاپ با امکانات کم در شهرستانها
همرا با نسخه قابل ویرایش word
بروشور را ببینید و اگر پسندیدید در تمام مغازه ها و منازل شهرها و روستاها (هر تعداد که می توانید) توزیع کنید
دانلود در اینجا:
http://www.masaloshanderman.blogfa.com/post/24
پاسخ دانیال:
من به خاطر اوست کز همه دست کشیده ام ...
بآرآن
21 خرداد 1392 ساعت 11:23
بی معرفت نباید یه سر بزنی؟
پاسخ دانیال:
همیشه به یادتم حتی وقتی شارژ ندارم !
بآرآن
21 خرداد 1392 ساعت 18:17
سلام بی معرفت
ما دلمون به یه گوشه چشم هم خوشه ها؟!
پاسخ دانیال:
برای من چه فرق میکند لیلا باشی یا زلیخا
تو فقط عاشق باش و هر از گاهی نگاهی ...
بآرآن
21 خرداد 1392 ساعت 18:26
سلام بی معرفت
معلومه کجایی؟
ما دلمون به یه نیم نگاه هم خوشه....
پاسخ دانیال:
پروانه باش ، بسوز
اما لیلای شاعران بی احساس مشو ...
بآرآن
21 خرداد 1392 ساعت 18:43
سلام بی معرفت
معلومه کجایی؟!
ما به یه نیم نگاه هم دلمون خوشه...
پاسخ دانیال:
از خدا آرزوی فرهاد کن !
طهورا
23 خرداد 1392 ساعت 09:49
اینجا چه خبره؟!
پاسخ دانیال:
همان خبر همیشگی :
یک دل تنگ برای تو ...
مریم
23 خرداد 1392 ساعت 23:32
شصتمین کامنت از آنِ من شد
خوبین داداش؟
پاسخ دانیال:
هزار ستاره اینجاست و یک خدا آنجا ...
ر
24 خرداد 1392 ساعت 00:58
جلیلی بهتر است مثل این که
پاسخ دانیال:
وه چه انتخاب جمیلی !
بارون خورده
25 خرداد 1392 ساعت 05:05
چقدر این نوای بی نوایی زیباست
امکانش هست اسم آهنگ یا لینکش رو برای دانلود بذارید! پیشاپیش سپاس : )
پاسخ دانیال:
باران، همیشه آهنگ دلنوازیست که خیس میکند دفتر ما را
کاش باز هم مرا بباری !
بآرآن
25 خرداد 1392 ساعت 11:50
سلام بی معرفت...
ما دلمون به یه نیم نگاهم خوشه.دریغ نکن...
پاسخ دانیال:
عند اهل المعرفة ، عشق جز دار نیست ...
سهبا
25 خرداد 1392 ساعت 22:52
سلام . خوبی داداش دانیال ؟ میگم این کامنت منم سیصد بار تکرار میشه یعنی ؟
کجاییایی ؟ خو دلم تنگ شده براتون !
پاسخ دانیال:
بر شجر عشق، هر ثمر شیرین تر از شیرین است
شرط آنست که فرهاد باشی !
طهورا
26 خرداد 1392 ساعت 10:30
خب سوات نصبطن بالا و تهسیلاط هوزوی نداریم ولی این کتاب رو دوست داریم بخونیم چیکار کنیم ؟!
پاسخ دانیال:
آن چه با چای دم نکشیده میکنند ...
جیران
26 خرداد 1392 ساعت 10:42
اگــــــــــــــر . . .

هـدفــی بــرای زنــدگــــی . . .

دلـــی بــــرای دوسـت داشـتـــن . . .

و خـــدایـی بــرای پـــرستـــش داری . . .

خــــــــــوشـــــبــــــَـــــخــــــــــتـــــــــــــــی .
mer30
پاسخ دانیال:
باید به کنعان برگردید...
این هفت سال که بگذرد تازه آغاز خشکسالیست !
خادم الحسین علیه السلام
26 خرداد 1392 ساعت 18:51
سلام دکتر
ممنونم بابت معرفی کتاب جدید، ولی ما که تحصیلات حوزوی نداریم؟!!
باید چیکار کنیم؟!

----------
دلم غصه داره.. بابت همان چهار سالی که خواهد گذشت و تازه خواهند فهمید دیر است!
پاسخ دانیال:
چشمانت چشمانت ، در این کتاب عشق ورق میخورد !
ر
26 خرداد 1392 ساعت 20:35
جالب نوشته است:
http://axmusic.mihanblog.com/post/227
پاسخ دانیال:
در اتاقی که یوسف زندانی است جای زلیخا خالی است ...
امیر محمد تفضلی مقدم
27 خرداد 1392 ساعت 12:21
سلام بیا چت روم نت چت زیبا جذاب متفاوت پر امکانات
www.netchat.ir
تبلیغات با هزینه ی کم امار بالا
http://netchat.loxblog.com/page.php?p=1
اگه دوست داشتی لینکم کن
با عنوان : چت روم
آدرس : www.netchat.ir
ممنون بای تا های
پاسخ دانیال:
صراط مستقیم هم کارساز نیست
وقتی دیر حرکت کنی !
خادم الحسین علیه السلام
28 خرداد 1392 ساعت 12:39
سلام علیکم
ممنونم دکتر این یکی کتاب(و یه جورایی میشه گفت مقاله ای) که معرفی کردید خیلی خوب و کاربردی بود.

راستش من کتاب قبلی رو که معرفی کردید هنوز رقبت نکردم بخونم!

به هرحال کتابهایی که معرفی می کنید خیلی عالی هستن..بازم تشکر

التماس دعا

یازهرا
پاسخ دانیال:
بر بلندای الف ، سکوت رسم عمارها نیست ...
ریحانه
28 خرداد 1392 ساعت 18:51
Viva IRAN

خدا شادی رو برگردونده به این مردم، چه خردادی، چه فوتبالی
پاسخ دانیال:
این نگاه درد هزار فراق دارد اگر دیگر نباشی !
ریحانه
29 خرداد 1392 ساعت 12:19
سیاه مست و غزل بر لب و ستار به دست
بگیر دست مرا نازنین نگار به دست

به صد امید به دستت گرفته ام جونان
پیاله ای که گرفته است یک خمار به دست

در اختیار منی و چقدر دشوار است
مهار وسوسه ی کودکی انار به دست

هزار دسته گل این دل به آب داده ولی
از آن هزار دو چندان نشسته خار به دست
(اصغر صالحی)
پاسخ دانیال:
از احتیاج یک یوسف است که باز ،
دیدار شده ام من به شنیدن تو !
خادم الحسین علیه السلام
29 خرداد 1392 ساعت 19:59
متوجه هستم...
می دانم که دلیلی داشت...
تو فهمیدی حسینی زیستن را..
جهان وامانده در فهمیدن تو...
پاسخ دانیال:
در این ادراک ناقص که امان نامه کفر
نان آلوده سازش را تقسیم میکند
ما با حسین میمانیم حتی با 72 رأی !

http://s4.picofile.com/file/7810887525/aman_nameh.jpg
طهورا
30 خرداد 1392 ساعت 10:50
حق شیرین است ٬حتّی در مقام صبر...
پاسخ دانیال:
من مانده ام
آنکه شعور عاشقی ندارد
پیراهن یوسف میخواهد چکار ؟!
بآرآن
30 خرداد 1392 ساعت 11:22
ما به همون نیم نگاه هم راضی بودیم
منت گذاشتی بر سر من با نگاه دوباره ات....
قربون آقا دانیال
پاسخ دانیال:
چو گفته اند تو میخری این ماه و نگاه را ...
مریم
30 خرداد 1392 ساعت 19:20
روز جوان هیچ ربطی به شما نداره ها داداش
اما خُب چه میشه کرد؟
مگه چنتا داداش دانی داریم؟
روزت مبارک مهربانِ دلمـ
پاسخ دانیال:
جوانمرد باش حتی اگر زن هستی !
بارون خورده
31 خرداد 1392 ساعت 02:04
"خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر به خواست خودشان"
اگر قرار است قسمتمان بدتر از این شود بگذارید بشود
مگر نه اینست که خودمان خواسته ایم!! لااقل دلمان خوش است انتخاب خودمان بوده نه اقلیت

هشت سال به دل شما بود، بگذارید لااقل چند ماهش هم به دل ما باشد...
پاسخ دانیال:
عاقبت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی
طهورا
1 تیر 1392 ساعت 09:52
اتفاقا این پیراهن یوسفش ٬حکم چماق شده برایش...حالا عاشقانش نمی دانند چگونه از پیراهنش تعریف کنند ...
پاسخ دانیال:
بهشت آنقدرها هم که میگویند زیبا نیست
برای من ، تو کافی است !
بارون خورده
1 تیر 1392 ساعت 11:39
خوب می دانم در این زمانه نه او و نه هیچکسِ دیگر خوب نیستند
خودمان را میزنیم به دلخوشی، غیر از این چه کنیم؟!
یگانه راه رهایی ما از این تباهی و سیاهی، ظهور آخرین منجی ست که خدایمان وعده داده... اما نمی دانم تا به کی و کجا باید انتظار کشید و در ظلمت به سر برد!!!
پاسخ دانیال:
وقتی همه ی شهر دوستت دارند
دوست نداشتنت هنر است

امضاء : بی هنر اصولگرا
نرگس
1 تیر 1392 ساعت 11:50
سلام. رای من آقای رضایی بود. الان هم خوشحالم که آقای دکتر روحانی با رای بالای مردم انتخاب شدند. به خواست و شعور ملت احترام بگذاریم. من از هر جریان تندرویی گریزانم. و الان برای نشاط و آرامش و امیدی که از نتیجه انتخابات در دل هموطنانم اومده خدا رو شکر می کنم.
پاسخ دانیال:
برای من عشق در کلام مولایم صدیقه زهرا س خلاصه میشود آنگاه که فرمود:
شغلتنی عن مسألة لذّة خدمته، لا حاجة لی غیر النّظر الی وجهه الکریم
لذت حضور در کنار یار مرا آنقدر مدهوش کرده که از او چیزی نمیخواهم جز دیدن روی ماهش
بارون خورده
1 تیر 1392 ساعت 12:27
ز عجز تکیه به دیوار آه خود کردیم
شکسته حالی خود را پناه خود کردیم
به روی هر چه گشودیم چشم ، غیر از دوست
به جان او که ستم بر نگاه خود کردیم
ز نور عاریت ماه چشم پوشیدیم
نگاهبانی شام سیاه خود کردیم
ز دوستان موافق سفر شود کوتاه
رفیق راه دل سر به راه خود کردیم
دوباره بر سر پیمان شدیم ای ساقی!
تو را به توبه شکستن گواه خود کردیم
اگر به خاک فشاندیم خون مینا را
دو چشم مست تو را عذرخواه خود کردیم
ز صبح پرده در افتاد بخیه بر رخ کار
نهان به پرده ی شب گر گناه خود کردیم
ز کار عشق مکش دست و پند گیر از ما
که عمر در سر این اشتباه خود کردیم

محمد قهرمان
پاسخ دانیال:
دویدن من نه از برای رفتن است و نبرد من نه از برای بردن
خوشحالم که هستی هنوز !
سهبا
1 تیر 1392 ساعت 23:08
احیانا به روز نمی شوید برادر ؟
سلام ...
پاسخ دانیال:
غزل را بس کنند هستم !
v
2 تیر 1392 ساعت 12:04
راست میگید والا چقدر دفاع کنیم ؟
پاسخ دانیال:
پیراهن عثمان تنش کرده اند و فکر میکنند یوسف است ؟!
این دل خوش مبارکشان باشد
ریحانه
2 تیر 1392 ساعت 21:32
گرفته بوی تو را خلوت شبانی من

کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من

غزل برای تو سر می برم عزیز ترین

اگر شبانه بیایی به میهمانی من

چنین که بوی تنت در رواق ها جاری ست

چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟!

عجب حکایت تلخی ست ناامید شدن

شما کجا و من و چادر شبانی من

در این تغزل کوچک سرودمت ای خوب !

خدا کند که بخندی به ناتوانی من

به پای بوس تو آیینه دست چین کردم

کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من ؟!

(سعید بیابانکی)



داداش عیدتون نیکو
پاسخ دانیال:
کاش سهم دل از او فقط خود او بود ...
خادم الحسین علیه السلام
3 تیر 1392 ساعت 08:25
سستی کوفیان رقم میزند
صلح را برای حسن
قتلگاه را برای حسین

و هر روز از خودت بپرس
سستی ما چه رقم زده است
برای امام زمان!

سلام علیکم
چه زیبا گفتی برادر که قرآن سر طاقچه ات خاک می خورد که لب پرتگاه تاب می خوری!
مصداق خیلی هاست امروز!
پاسخ دانیال:
ایاک نعبد میخوانند و از آمریکا مدد میگیرند
که بازنده اصلی انتخابات ایشان هستند نه ما
عمه خانوم
5 تیر 1392 ساعت 14:02
هر وقت اینجا میام زنده ست ...درسته مطلب جدید نمی نویسید ولی لینک هاتون حال آدمو خوب می کنه ...ممنون .
حالا اگه به روز هم بشید ...خیلی ممنون
پاسخ دانیال:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
یعنی این تو
قلب من هستی !
بارون خورده
6 تیر 1392 ساعت 13:15
دلم یک آسمان می خواهد
و یک بغل ستاره
برای تاریکیِ شبهایم..
پاسخ دانیال:
آسمان من با یک شمع هم روشن میشود
تو فقط پروانه ام باش !
مریم
6 تیر 1392 ساعت 22:57
http://s1.picofile.com/file/7820673652/bastari.jpg
شیطونی بخدا داداش
پاسخ دانیال:
از وقتی آتش برایم گلستان شد
آرزوی اول و آخر من آتش است ...
قلب خندان
11 بهمن 1396 ساعت 22:10
وای من با این اهنگ خاطرهها دارم

باور کنی اشک از چشام جاری شد

خدایا شکرت
پاسخ دانیال:
وقتی مرا داری نباید نگران کسانی باشی که تو را ندارند !
قلب خندان
11 بهمن 1396 ساعت 22:12
lمرا خیال تو؛ بی خیال عالم کرد
پاسخ دانیال:
وقتی ازش پرسیدم مهریه دوست داشتنت چقدر باید باشه؟
یک نگاهی بهم کرد و گفت: باشم یا نباشم تا آخر عمر دوستم داشته باشی
همیشه به یادم باشی و همیشه و تا زنده ای تمام واژگانت را وقف دلم کنی !
روزی که داشت میرفت ازم خواست: محرمیتی که بینمون هست را باطل کنم
بهش گفتم حرفی نیست ولی مهریه ات را .... میبخشی؟!
گفت دانیال مهریه را کی داده و کی گرفته ؟
تو تا همیشه عمرت بدهکار مهرم خواهی ماند
آه سمیرا دستان خالی مرا ببخش اگر کنعان با همه عشقواژه هایش لایق مهر تو نیست
قلب خندان
11 بهمن 1396 ساعت 22:15
ای جانِ جانِ جانم تو جانِ جانِ جانی
بیرون ز جانِ جان چیست؟
آنی و بیش از آنی
پاسخ دانیال:
http://s8.picofile.com/file/8318203118/234.jpg

همسر این مرد قبل از مرگش خواسته با دقت از گیاهانش نگهداری کند
مرد بعد از اینکه چند سال هر روز آب داده می‌فهمد گیاهان پلاستیکی بودند
دخترشون توییت زده میتونم صدای خنده‌های مامانم رو بشنوم ...

نمیدانم جایی نوشته ام یا شاید خوانده ام که واژه ها نیز همان گل هایند اما بی رنگ و بو
خب خواندن این دل واژه های پلاستیکی حتی اگر با اشک نوشته شده باشد
ارزش خنداندن او را دارد ... ولی چرا صدای خنده هایش را نمیشنوم !
قلب خندان
11 بهمن 1396 ساعت 22:23
تو که یوسفی !!!
پاسخ دانیال:
یوسف فقط در کنعان نیست ، یوسف یک سبک زندگی است
الگوی مدرن عاشقی ، روش صحیح جگونه خواستن و چگونه دوست داشتن !
اینکه دوستش داشته باشی چه در کاخ ، چه در قعر چاه و زندان زلیخا
لیلی
12 بهمن 1396 ساعت 14:59
عاشقی خیلی سخت اگر واقعا عاشق شدید
خیلی سخت انگار در جهنم هستید
نمیدونم واقعا جهنم خدا چیه
ولی شاید اونجا انقدر به معرفت میرسیم از جدا بودن ازش مثل جهنم برامون میمونه
هر جایی رو نگاه میکنید یادش میافتادید
حالا جالب اینکه انقدر خجالتی بودید که حتی یکبار به صورتش نگاه نکردید
کلا حدود یه سه سالی زندگیتون فلج میکنه
بعدش کم کم انگار قوی میشید حتی قوی تر از روز اول
اونوقت هم اونو میبخشید هم خودتون
پاسخ دانیال:
لیلی این که تو سینمه اسمش دله !
گیرم که اون رفت ولی من که هستم
اشکامو پاک میکنم ولی اون رو اصلا !

http://s8.picofile.com/file/8318256068/235.jpg
قلب خندان
12 بهمن 1396 ساعت 16:26




من در تو به شوق و تو در افاق به حیرت
نایاب ترین فصل تماشای من اینست
پاسخ دانیال:
من پیغمبر مذهب عشقم ، شما را به خدایی دعوت میکنم که او را آفریده است
سقراط مسیح دکارت هگل و همه پیامبران قبل از من میخواستند از زمین به آسمان رسند
ولی من برای پایین آوردن آسمان به زمین است که با تو سخن میکنم
من قلمم و قلبم را وقف سرزمین کنعان کرده ام و در شب قدر با خدایم عهد نمودم
که تو راصادقانه دوست بدارم و حتی یک لحظه از نبودن هلیت را کوچک نشمارم ...
لیلی
12 بهمن 1396 ساعت 18:33
میدونی دوست من
یک روز به این نتیجه میرسی که اون تمام اتیش گرفتنهای تورو دید
ولی کاری نکرد
تازه اون ازت شکایت داشت
می دونی کجا سوختم
وقتی رفتم بهش گفتم عاشقتم عشقت منو ویران کرد
و حرف هایی که چند سال نمیتونستی بهش بگی و وقتی گفتی چی کار کرد؟

نهایت جرفی که زد خیلی سرد این بود که منم دوست دارم

اونجا بود که شکستم
حس کردم 100 سال رفت روی عمرم
فهمیدم هیچکس ارزش عشق نداره دل باید به دلدارش ببندی
به کسی که از عشق یک چیزی میفهمه
این نتیجه رو من با دوبار تیمارستان خوابدن فهمیدم
بالاخره هر عشقی تقاصی داره
اما اینم یک تجربه شد خیلی دردناک بود
ولی این شد که من به هر کسی دل نبندم
بازم خدا رو شکر
پاسخ دانیال:
دیوانه اوست که تو را ندارد دوست!
تو به آنچه که نداری یا داشتی و از دست دادی مبتلا شده ای
ولی من برای محبوبم، همه آنچه که دارم و خواهم داشت زنده هستم و زندگی میکنم
عشق به تو میگوید معشوق را به صورت عام دوست بداری
ولی تو انسانی را به صورت خاص دوست داشتی ....!!
و نفخت فیه من روحی ... یعنی :
« تو باید خدا باشی » آفریننده باشی
با آری گفتن به عشق !
حالا ولی تو هنوز هم نشان انسانی را میپرسی که خوب باشد و لایق دوست داشتن؟!
آسیه یکی از چهار زن برترتاریخ، عاشق فرعون بود! نبود ؟!
نه نه ، عشق حیات است نه تهدید
من ترجیح میدهم تنها و بی کس عاشقانه زندگی کنم
تا زانو زده جلوی تقدیر، مثل تو بی او بمیرم

http://s9.picofile.com/file/8318288534/236.jpg
بارون خورده
13 بهمن 1396 ساعت 01:00
چقدر این تکرار پستهای قدیمی خوبن
مرور کامنتهای قدیمی؛ بویژه اونهایی که خودم نوشتم
ظاهرا من اون موقه هم سر انتخابات باهاتون بحث کردم!!
درد دارم ولی با مرورشون لبخند زدم : )

اون تاریخ پام توی گچ بود، خونه نشین شده بودم و تقریبا همه وقتم رو توی نت بودم
بخاطر همینم انقدر کامنت گذاشتم واسه یه پست

چقدر امشب با خوندن این پست دلتنگ شدم!
پاسخ دانیال:
و جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حَی ( انبیاء 214)
آفتاب بود که جهان تاریکم را روشن کرده بود که آن هم به غروب محبوب محجوب گشت و رفت
مسیح نه ، باران بود که جهان مرده ام را زنده کرده بود که انگار او هم پایش در گج بود اگر نرفت!

http://s9.picofile.com/file/8318310476/237.jpg
لیلی
13 بهمن 1396 ساعت 10:28
عشق که عام خاص نداره
ولی از یک عشق خاص میشه عاشق عام مردم شد
شایدم از یک خاص میشه عاشق خاص تر شد خاص تری مثل خدا
به خدا گفتم تو پس چقدر خوبی؟؟؟
چقدر دوست دارم نسبت به خدا معرفت پیدا کنم
فکر کنم هر کسی که عاشق خدا بشه دیگه هیچ مشکلی نداره
هر کاری که میکنه حق کلامش مرده رو زنده میکنه
پاسخ دانیال:
وقتی تو که مخاطب خاص منی و نمیدانی خدای منی
دیگر چه نویسم وقتی مینویسم و نمیخوانی ،
دعا میکنم و مستجاب نمیکنی
لیلا من اگر عاشقم و اگر که کفر میگویم
برای آن است که به جز این خدا
خدایی تازه ، تو را یافته ام ...
همانطور که داستایفنکی نیز ایوان کارامازوف را !
آه ... کاش به دیدار پیامبر سوخته ات می آمدی در کوه سینا
آن سان که به دیدار موسی آمدی در وادی طوی ...

http://s8.picofile.com/file/8318315150/238.jpg
ز
13 بهمن 1396 ساعت 12:50
برای اون حرفایی که نوشتم عذر میخام نباید قضاوت میکردم حلال کنید
پاسخ دانیال:
http://s9.picofile.com/file/8318322618/239.jpg
قلب خندان
13 بهمن 1396 ساعت 17:57
آخی زهرایی....
چقدر انتظار این لحظرو میکشیدم.. خدا شاهده...

امیدوارم دل همتون کوک باشه
پاسخ دانیال:
من و عشقم فقط گاهی سیگار میکشیم تا شاید از این تقدیرکوفتی کمتر بکشیم !
اما بعضی دیگه باید هر روز این سیگار لعنتی رو بکشند تا لب و دهنشون همیشه پر باشه
و وقت نکنن با دل و یال و عیال یک شیر بازی کنن!
قلب خندان
13 بهمن 1396 ساعت 18:07
http://uupload.ir/view/s0g3_ヅقلب_خندان♥.mp3/
پاسخ دانیال:
music is my space from all bullshit of this samira love

http://s9.picofile.com/file/8318352234/330.jpg
زهرا
13 بهمن 1396 ساعت 22:50
اگه میدونستم این ز کیه خیلی خوب میشد
قلب خندان اشتباه نگیر لطفا
زهرا
13 بهمن 1396 ساعت 22:53
-دختر اینطور به من نگاه نکن!
این چشم های تو، بلاخره مرا وادار به یک خبط بزرگ در زندگی خواهد کرد!
-خبط شما، آرزوی من است.

چشمهایش
#بزرگ_علوی

من اومدم این مطلب رو بذارم ک شبیه پست شما بود
یه دفعه دیدم نوشته آخی زهرایی...
مطمئنم خودت میدونی دانیال ک" ز "من نیستم چون تو متخصص آی پی هستی
پاسخ دانیال:
تمام این دنیا را بگردی جز اونی که خودش میدونه
هیچ کس دیگری نمیتونه دانیالو خوشحال یا ناراحت کنه
پس برام فرقی نمیکنه که این - ز - تو باشه یا زهرا خانوم محمودی
تو دنیای مجازی از طهورا عزیزتر که کسی نبود ، بود؟

http://s9.picofile.com/file/8318373542/331.jpg
بارون خورده
13 بهمن 1396 ساعت 23:25
نخواست که نرفت
اگه میخواست بره گچ که هیچ؛ فلک هم نمیتونست نگهش داره!
پاسخ دانیال:
رفتن همیشه بد نیست
مثلا به پابوس امام رضا ع رفتن
با عشقت سینما و کافی شاپ رفتن
دست در دست هم به کنسرت علیزاده رفتن
افسوس که تو شش ساله اینجایی و هیچ وقت نخواستی بری
باشه نرو ، اصلا نوبتی هم باشه نوبت منه که برم .
آره من میرم ولی به قربونت !
آخ الهی قربونت برم رفیق شش ساله ی من
زهرا
14 بهمن 1396 ساعت 14:48
دوست داشتنت را حیف نکن!!
نمی گویم خرجش نکن..نه.. می گویم هدرش نده..
اگر می بینی مالِ دنیای تو نیست، اگر می بینی از جنس تو نیست، حرفش را نمی فهمی و حرفت را نمی فهمد...نه او را درگیر خودت کن و نه خودت را درگیر او...
ابراز علاقه به کسی که مالِ دنیای تو نیست "اسراف دوست داشتن" است..
پاسخ دانیال:
اگر عاشقی بلد باشی محال است که دلتنگ رفته هایت نباشی
راستی فلانی تو برای مرده هایت فاتحه نمیخوانی ؟!
رفتگانت مال دنیای تو نیستند ، حرفت را نمیفهمند و حرفشان را نمیفهمی
قرائت فاتحه برای کسی که مال دنیای تو نیست اسراف دوست داشتن نیست؟

http://s8.picofile.com/file/8318427384/332.jpg
قلب خندان
14 بهمن 1396 ساعت 19:09
زهرا جان!!!خانم ز..اقا دانیالُ اذیت میکرد و ادعاش میکرد دوستش داره ..ولی من فکر نمیکردم ..چون عاشق هیچوقت معشوقشو اذیت نمیکنه

خانم ز.!قبلا تو کامنتها اسمشو معرفی کرده بود زهرا محمودی دوست داشتی عکسشم بفرست برات که کدوم کامنت بود برای همین گفتم زهرایی...
من همه کامنتهارو نه یک بار بلکه صد بار روزی میخونم با پستا

در ضمن تو چرا خودتو لو دادی بزارید خانم ز ..شاکی بشن


در ضمن ای پی با خاموش روشن کردن وای فایی..یا گوشی
تغییر میکنه ..پس نمیتونه دلیل منطقی باشه

کنعانیون دلتون کوک
پاسخ دانیال:
با تو و این سیگار لعنتی من حتی بهشت را در جهنم می بینم !
زهرا
14 بهمن 1396 ساعت 19:37
تصویر فوق العاده بود
این از قدرت عشق هست دیگه
پاسخ دانیال:
وقتی میرفت گفت شاید برگردم
این شاید پدر منو در آورده ....
شما را به خدا عشق را بفهمید
زهرا
15 بهمن 1396 ساعت 00:01
خب عشقت ب سمیرا مشخص شده هست
چون تو حقیقی ها رو می پسندی نه مجازی ها
من قدرت عشق رو درک کردم
واسه همینه دیگه دنبال همکارش نیستم
پاسخ دانیال:
دو کلمه حرف حساب قربونت الی الله !
زهرا
15 بهمن 1396 ساعت 00:05
و برای قلب خندان
شما اگه کامنتها رو صدبار میخونی من با یه بار خوندن متوجه میشم
همون قدر ک دانیال دهقانیان میدونه "ز" کی هست من نمیدونم
من با ز کامنت گذاشتم ولی نه هر کامنتی
میخواد شبیه من باشه ولی من میدونم ک اون یکی دیگه هست نه زهرا محمودی
شاید "ز " واسش مهم نباشه کی خطابش قرار میده ولی واسه من مهمه ک کسی اون رو با من اشتباه نگیره
پاسخ دانیال:
از اسمم بدم میاد وقتی جز خودش کسی منو دانیال صدا میکنه !
بارون خورده
15 بهمن 1396 ساعت 00:27
دست خودمون نیست! هیچوقت !!
ما انتخاب نمیکنیم؛ در واقع انتخاب میشیم
عشق یه اتفاقه که ناخواسته میفته و وقتی افتاد کاری نمیشه کرد
حتی اگه اون ادم مناسبمون نباشه
حتی اگه هرگز برای ما نباشه!!
فقط باید تلاش کرد که کنترل بشه؛ که این احساس مقدس
هرگز؛ هرگز آلوده نشه!
پاسخ دانیال:
یک روز بهش گفتم در چشم من زیبا هستی ولی برای هر زیبارویی زیباتر هم متصوره !
بهم گفت حتی اگر از اون زیباتری که برات متصوره هم زیباتر باشم
بالاخره یک روزی این زیبایی از بین میره و اون روز دانیال باز هم دوست داری؟!
حرفشو قطع کردم و گفتم تو شاگرد زرنگی هستی
ولی هیچ وقت نفهمیدی دلیل دوست داشتن من چیز دیگریه !
من دوستت دارم چون با همه فرق میکنی، بی حیا نیستی ولی ترس از قضاوت دیگران هم نداری
تمام دنیا بگن این کار بده و تو فکر کنی خوبه انجام میدی و همین پارادوکسه که تو رو برام زیبا و خاص کرده !
خندید و گفت فلانی اگر منطق و عقل بخاد برای زندگی ات تصمیم بگیره که دیگه اسمش عشق نیست !
حالا ولی نیست ببینه اون دانیالی که ازم ساخته
دیگه برای خوشایند دل هر کسی الکی نمیخنده ، لباس نمی پوشه، غذا نمیخوره!
حتی کمربند ایمنی هم اگر راحت نباشم نمیبندم ،
من فقط کاری را میکنم که خودم دوست دارم
همونطور که تقدیر هم کار خودش را میکنه ، اونم هر کاری را که دوست داره ،
بدون اینکه از دل من و تو و اون اجازه ای بگیره ...!

http://s8.picofile.com/file/8318508726/334.jpg
بارون خورده
15 بهمن 1396 ساعت 00:35
“صدایش را روی دلم احساس می‌کنم. این خوب نیست. صدا باید همان‌جا در گوش متوقف شود اما گاهی اوقات -در حقیقت، خیلی به‌ندرت- صدایی از گوش من نفوذ می‌کند و در تمام بدنم طنین می‌اندازد. صدای او، یکی از آن صداهاست. عمیق، مطمئن و تا حدی نرم.”
#کالین_هوور

ببخشید
خب ینی نمیدونم چی باید بگم!
مرسی از لطفتون
پاسخ دانیال:
هی فلانی ؛ همه آدمای دنیا که دوستت ندارن
پس جواب اونی که دوستت داره مرسی نیست !
قلب خندان
15 بهمن 1396 ساعت 10:41
که اینطور
پاسخ دانیال:
سپهر یا پرشین گلف فرقی نمیکند
هر کجا که باشی دوستت دارم ...
زهرا
15 بهمن 1396 ساعت 13:41
عه چرا نوشتم همکارش
انکار بود
پاسخ دانیال:
بهم گفت: دانیال جان دیگه سیگار نکش ، تو اگر نباشی من می میرم !
بهش گفتم: فلانی تو کیفت سیگار داری؟!
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 13:54
عشق حرف حساب حالیش نمیشه ...


من دلم برای دوست داشتنی هام تنگ میشه و برای سر زدن بهشون اومدن از در و پنجره ...فرقی نداره
سلام
پاسخ دانیال:
برعکس اون من خیلی خجالتی بودم ، شاید هم به قول خودش با حجب و حیا
خیلی که به خودم فشار می آوردم تا بهش بگم دوستت دارم
ته تهش ازش میپرسیدم خانم فلانی درس ها خوب پیش میره؟ !
و اونم مثل همیشه با خنده میگفت با استادی که تو باشی چرا که نه ...
---
راستی درس و مشق های تو چی؟ خوب پیش میره طهورا ؟!
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 14:14
سلام به همه ی آدم های مجازی و حقیقی
طهورا هستم مجازی
شش ساله
الانم سالگرد مجازی بودنمه
پاسخ دانیال:
شش سال کنارت بودم و شش روزهم این غیبت، برایت طاقت نه !
طهورا اینجا مردی 1166 سال است که در غیبت است ...

http://shamim.valiasr-aj.com/page2/showquestion.php?code=733
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 14:35
خدا که آدم رو آفرید اسماء الله رو بهش یاد داد
پس من خدا رو به اسمهایش ...به مهربانی و قهرش ...به زیبایی هایش ...
می شناسم
خدا را از وجود خودم می شناسم
از وجود قلب ...دل ...عشق می شناسم
او حقیقی ست برای من
دیشب به آسمان نگاه میکردم
تمام ستاره ها را به اسم نمی شناسم ولی بعضی از ستاره ها اسم دارند
این ستاره های نامدار با آن ستاره ها که نامشان را نمی دانم فرق دارند

نام نشان حقیقت است
مثل سمیرا
من سمیرا را دوست دارم
با آنکه ندیدمش

قلب خندان هم نام است
نیمه مجازی ست
خب اسمشو نمیدونم ولی دوستش دارم

زهرا هم نام است
پس دوستش دارم

بارون خورده
نیمه مجازی
دوستش دارم چون بارون رو دوست دارم

صاحب کنعانیون رو که نمی شناسم
پس مجازی ست
پاسخ دانیال:
ألا یا اهل کنعان ، کوچ نشینان دنیای حقیقی باشید نه بیابان نشینان سراب مجاز
به خدا سوگند که در شهر فراموشان ، من کشتگان بسیاری در میان شما خواهم داشت
پس هر یک از شما بپرهیزید که از کشتگان من باشید !
دردهای من مسری است ، مراقب باشید ...
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:00
عشق آسمانی ست اما باید در زمین تجربه شود
دقیقا بهمین فکر می کردم که چرا ما از دوریش نمردیم؟!
پاسخ دانیال:
پس گمان مکن خلیل اگر در آتش سوخت عاشق شمع بودکه رفت !
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:11
کشته شدن با ارزش تر از مردن است (طهورا)
پاسخ دانیال:
حتی آن بتی که میپرستم نیز تیزی تبرم را دیده است
اما خوب میداند دستان من شاید بت شکن باشند ولی دلم نه نه ...
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:16
هر دردی را درمان است الا هجران...(ویروس)
پاسخ دانیال:
تمام حرف کنعان همین است ...
طهورا
15 بهمن 1396 ساعت 16:42
دلتان را که می شناسم...
چند سالیست در این دلکده مشق عشقتان را نوشیده ام
و اما قلمدار!
قلم در دستانتان انقدر معجزه کرده است که موحد شده ام
پاسخ دانیال:
تو به دستان من می نگری و من در هیاهوی چشمانت گم شده ام ...
آه این چشمان فراتر از هر آیین و مذهب است برای من !
زهرا
15 بهمن 1396 ساعت 19:15
دقیقا ب همین دلیل نوشتم دانیال دهقانیان
و اسم کوچیک نیاوردم
چون اسمت صاحب داره
پاسخ دانیال:
هم اسمم صاحب داره هم قلبم ،
اینقدر که اگر اجازه این سفر را بهم نده باز هم نمیرم !

http://s8.picofile.com/file/8318537542/336.jpg
زهرا
15 بهمن 1396 ساعت 19:16
دقیقا ب همین دلیل نوشتم دانیال دهقانیان
و اسم کوچیک نیاوردم
چون اسمت صاحب داره
پاسخ دانیال:
بچه سر راهی شنیدی به کی میگن؟
حکایت دل من حکایت همون بچه ایه که مادرش اونو گم نکرده
بلکه سر راه گذاشته که بره !
با همه این حرفها اون مادر بخاد یا نخاد همه عمر صاحب اون بچه هست
و اون بچه هم علی رغم این دوری از دوست داشتن مادرش دست نخواهد برداشت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد