X
تبلیغات
رایتل

مرد و بهشتش

22 اردیبهشت 1396

 مرد و بهشتش

 مگر نه این که هر دل بهشت گمشده ای دارد
و تو اردیبهشت پیدا شده منی ؟!
پس ای آنکه مرداد توأم عشق من باش

که بزرگترین انسان های روی زمین نیز گواهان صادق این واقعیتند

که در انسان، حقیقتی بزرگتر از عشق وجود ندارد

و من میدانم اگر روزگاری به شکل قلب زیبایت، آن زیبای زیبا آفرین

شعری بتوانم سرود، زیباگوترین شاعر دنیا خواهم شد،

آن هم در زیباترین جهان ها یعنی جهان قلب ها

و به راستی آن که تو را قدر نمی داند پس چه می داند؟!

و آن که به تو عشق نورزد پس به چه ارزد؟!

پی نوشت: آنکه عشق را از چشمان یوسف نمیخواند در کتاب من هم نخواهد خواند!

نظرات (45)
moh3en
4 شهریور 1389 ساعت 12:59
salam khobi?ajab webloge bahali dari
be manam sar bezan
rasti age tabadole link mikoni mano ba onvane shahre sargami va download (be farsi) link kon badesh linketo befrest baram
montazeretam
bia forum ham nazar bedeha
پاسخ دانیال:
هیچکس تو را از ته دل صدا نمیزند
جز آنکه از روی صدق دوستت دارد
مهشید
6 شهریور 1389 ساعت 22:16
سلام دوست عزیز
مطالب جالبی گذاشتی بهتون تبریک میگم
اگه خواستی منو با اسم ضیافت اندیشه ها (علمی مذهبی سیاسی) لینک کن و به منم بگو که با چه اسمی لینکتو کنم
ممنون
پاسخ دانیال:
به هر نام که دوست داری صدایم کن
دختر باران
7 شهریور 1389 ساعت 11:06
بروزم...پایدار باشید
پاسخ دانیال:
سحر کلام تو دیرگاهیست
که مرا ربوده است
aseman
9 شهریور 1389 ساعت 17:58
منم غمی گریخته از دیار وحشی عشق

سلام خوبی؟

ببخشید که انقد دیر بهت سر زدم من لینکت کردم اگه دوس داری منو لینک کن به نام وبلاگم.

asa
پاسخ دانیال:
در تاخیر مشترکیم !
آ . د . م
11 شهریور 1389 ساعت 11:47
:)
پاسخ دانیال:
تو همانی که شاید و باید
منجی این قلب خسته باشد ...
صنم
11 شهریور 1389 ساعت 18:33
آسمان هنوز سیاه است؟
پاسخ دانیال:
باد را سرزنش مکن اگر جنس دلت از کاغذ است ...
مهدی
13 شهریور 1389 ساعت 06:03
موسیقی زیبای وبلاگت را چگونه می‌توانم داشته باشم؟
پاسخ دانیال:
از این دنیای سیاه وام گرفته ام اگر دنیایم عوض شود
حتما فکری خواهم کرد !
فتح باغ
22 شهریور 1389 ساعت 15:57
قشنگ بود ...
پاسخ دانیال:
امید آنکه کردارمان نیز همچو گفتارمان، نیک و زیبا جلوه کند
luna
24 شهریور 1389 ساعت 14:49
سلام
خسته نباشید
انشالله طاعات و عباداتتون مورد قبول حق واقع شده باشه
متشکرم از حضورتون
وبلاگ بسیاری پر محتوایی دارید
موفق و پیروز باشید

پاسخ دانیال:
روزها از نبودنت میگذرد اگر هنوز هم دوستش داری ...
العبد
25 شهریور 1389 ساعت 23:42
بــقیـع ای مـرقــد پــاک امــامان کز آن تابیده نورت تا بـه کــیوان

به حالت مومنین هستند گریان دلـم خون است بر آن وضع ویران

خـدایـا این زمین مـــعمور فرمــا از آن دست ســـتمگر دور فــــرما

پاسخ دانیال:
خدا گم شد در بقیعی که گذشت ...
مریم
26 شهریور 1389 ساعت 10:56
سلام داداش مهربونم اینم یه شعر ناب
آنچنان ساده ام
که گنجشکها هم می توانند
در جیب هایم لانه کنند
با پروانه ای سال ها دوست می شوم
برای پای مورچه ام که به گل می ماند
های های گریه می کنم
در دور و دراز باور خود
کودک می مانم
همیشه
حالا
چقدر با من رو راستی
از اینجا تا کجای دنیا برای تو بدوم
و یا با کدام شاخه ی خیانت
خودم را حلق آویز کنم
روزی وقتی که دیگر من نیستم
نمی خواهم
در پیدا و پنهان
تلخ بخندی
ویا به خنده بگویی که من
واقعا ساده بوده ام
حتی
در پیله ی تصور و تصویر...
یا علی
پاسخ دانیال:
دلم گواهی میدهد برایت
حتی اگر نباشی !
مریم
26 شهریور 1389 ساعت 10:59
امیدوارم شعرموپسندیده باشی:آنچنان ساده ام
که گنجشکها هم می توانند
در جیب هایم لانه کنند...
پاسخ دانیال:
شاید همیشه به یادت نبوده ام ...
اما زمانهایی که به یادت بودم
بهترینها را برایت آرزو کردم !
هبوط
27 شهریور 1389 ساعت 15:50
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و در نوشتن پایان نامه اتان موفق باشید
غیبتتان خیلی طولانی شده ...دیگه باید اولیا تون را بیاورید ...وگر نه موجه نمیشه...
در شبهای قدر خیلی به یادتون بودیم
و همچنان در پناه حق...
فتح باغ
27 شهریور 1389 ساعت 20:09
حتما همینطور است گفتار نیک از پندار نیک است و تاثیر نیک بر کردار خواهد گذاشت !‌
پاسخ دانیال:
امروز که با خدا آمدی ، کمی با کنایه حرف بزن!
ثنائی فر
31 شهریور 1389 ساعت 09:12
سپاس از حضورتان خوشحال از بازگشتتان امید به بودنتان
در نبود شما ما نیز به علت مشغله های فراوان کاری همانطور که شاهد بودید حضور پر باری نداشتیم و قلم نیز افتخار را دریغ کرد و البته پا نیز نداشتیم چرا که اهل دل در این بازار مکاره کم یافت می شود
یا حق
پاسخ دانیال:
به درد دل ما سوختگان افیونی عاشق نما اشارت نمودید
که در نبود اهل دل منقل نشین خاکستر نیاز اهل گل شده ایم ...
سهبا
22 دی 1389 ساعت 10:09
حرفی نمونده واسه گفتن ، جز تکرار حرف خودت :
انسانیتی بزرگتر از عاشقی وجود ندارد !
...
پاسخ دانیال:
چیزی نیستم جز نیمه بیداری که در خواب سودای وصال او را دارد ،
نمی پسندی ؛ رهایم کن !
سهبا
22 دی 1389 ساعت 11:15
نیمه خوابت ، خواستنی تر است دانیال !
پاسخ دانیال:
باز آی که لذتی دارد ، جان دادن به نگاه تو !
ویس
22 اردیبهشت 1390 ساعت 01:43
عجب نثری دارید شما!پشت آدمو به خاک می رسونه.چرا کتابی نمی نویسید؟اصلا اهل مداهنه نیستم.با شاهکار نثر در تما م شکلش آشنا هستم،و نثر شما نثری فرهیخته است.ابتدا کلمات و واج آراییش منو میخ کوب می کنه بعد بر می گردم معنی متن را می خونم.نثر عبدالحسین زرین کوب را دوست داشتم.ترجمه نهج البلاغه از دکتر سید جعفر شهیدی را خوندم این حرفا رو فکر نکنید برای فخر می زنم.نه!می خواهم بگویم با نثر آشنا هستم و ادبیاتی هستم.ولی قلم شما خیلی قوی و زیباست .تا حدی که خواننده را می ترساند.تصاویر زنده و گویاست....
پاسخ دانیال:
با سوز او میسوزیم و با لبخند او میخندیم و با غم او اشک میریزیم !
که شرط اصلی کلام برای نفوذ به دل مخاطب آنست کز دل بر آمده باشد ،
پس هر که عاشق تر ، نثرش هم زیباتر !
س
22 اردیبهشت 1390 ساعت 09:52
حرف ویس درست است .
حتما کتاب باید که در دستان بنوازد!!
پاسخ دانیال:
آه ، خدای من ، اشک ...
این بزرگترین و پردوام ترین خواهش من از توست ...
س
22 اردیبهشت 1390 ساعت 10:05
بادبادکتو ازت گرفتند که بنویسی، بازی بسه!!!
بدبادک تا ماه رفته دیگه،
حس کنجکاویت هم به سرانجام رسیده،
همه هم دیگه نشستن سرجاشون، مودب و مرتب و منتظر بارقه ای از سوی دکتر دانیال دهقانیان!
خودم کمکت می کنم پسرم!
پاسخ دانیال:
بازی بهانه است ...
لاعبان را شوق باید است !
سهبا
22 اردیبهشت 1390 ساعت 10:42
سلام .
ببخشید برادرم ،‌اما روز اولی که به این خانه آمدم بادبادکی در میان نبود که مرا به اینجا پای بند کند . قلمتان بود که سحرش مرا به صحرای جنون کشاند !‌ حالا چون برادر کوچکتر هستید و عزیزکرده هم هستید و البته اهل شیطنت های کودکی ،‌باشد به پای بازیهایتان هم خواهیم ماند . اما یادتان باشد اگر به حرف مادرترین گوش نفرمایید ، به غضب خواهر هم دچار خواهید شد !‌نغمه ذواق پیشکشتان !

( اوه اوه اوه ! چه خواهر بداخلاقی !!!! نوبره تو بداخلاقی !!!)

کی کتابتان به دستمان خواهد رسید ؟!
پاسخ دانیال:
سخن عشق اینست سینه ام گشودنی نیست خواهر
که شیرینی راز به مکتوم بودن و مکتوم ماندن آن است !
و قلیل من إخوانی ، الخاصه !
مریم
22 اردیبهشت 1390 ساعت 13:03
سلام!بر بهترین داداش دانی دنیا
با خودم فکر کردم که برای این پست دیگه کامنتی نذارم تا بلکه کمتر جلو چشم باشم ... اما وقتی دیدم که ناخواسته هستم دلم به روزای اول ورودم کشیده شد و خاطرات اونروزا که مصرانه به عدم سیاهی آسمان پایبند بودم برایم تداعی شد و دستان دلم به ارتعاش صدایم سرایت کرد و بغض خفته ام بیدار شد و چشمانم اشک را مهمان شد
راستی اون بادبادک رو من ازت دزدیم تا بلکه به جای اون قلم به دست بگیری و برایمان از حادثه ای دیگر بنویسی ولی الان که با خودم فکر می کنم به این نتیجه می رسم که پسر بچه ای بازیگوش بودن که من هم خواهر کوچکش باشم و مراقبش بهتر است تا اینکه استادی زبده که قلم در دستانش می رقصد چرا که اخیرا قلمت هم خودش به گریه افتاده است و مرثیه اشک می خواند....
یا علی مدد
پاسخ دانیال:
یعقوب ، دل ، یوسف ، محو در شاهکار ونوس و نیچه !
کودکان بازیگوش اند ، پیشگیری بهتر از درمان است
دردهای من مسری است ، مراقب باشید ...
گمنام ثارالله
22 اردیبهشت 1390 ساعت 15:32
پاسخ دانیال:
در أزل کلمه بود ، کلمه با خدا بود ، کلمه خود خدا بود ،
از أزل کلمه با خدا بود ، همه چیز بوسیله او هستی یافت
و بدون او چیزی آفریده نشد ، حیات از او به وجود آمد
و آن حیات نور آدمیان بود ، نور در تاریکی می تابد
و تاریکی هرگز بر آن چیزه نشده است .
إنجیل یوحنا آیات یک تا پنج
فاطمه
22 اردیبهشت 1390 ساعت 17:35
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممم نوشته هات خیلی قشنگن ولی خودت نامهربونی آخه چلا؟
پاسخ دانیال:
هرچند که دین چیزی جز محبت نیست
ولی این بدان معنا نیست که دستانم شمشیر را فراموش کرده باشد
چرا که ولایت مردانی چون عمار میخواهد نه مردانی از جنس مختار و لشگر توابین !
پدرخوانده
22 اردیبهشت 1390 ساعت 17:40
راستی چرا آسمان سیاه است
پاسخ دانیال:
۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - ۶ - ۷ - ۸ - ۹ - ۱۰ - ۱۱ - آسمان سیاه است
س
22 اردیبهشت 1390 ساعت 19:01
ادامه ی آیه در انجیل یوحنا : و کلام انسان خاکی شد!

این جمله ها در آغاز کتابم آورده شده است.

که جلوی این جمله نوشته ام : (جای تامّل دارد)

این جا تامّلش را متوجه میشویم که کلام مقدس، انسان خاکی مقدس شده است!
پاسخ دانیال:
به دنیا می آییم ، روزی نیز خواهیم رفت
خاطرات زندگی ، تنها یک چیز را بر لوح روزگار نقش خواهد بست
تلاش برای دوست داشتن و دوست داشته شدن !
پس به حق اسم معشوق
پاینده به نام نیک دوست داشتن شویم !
سهبا
22 اردیبهشت 1390 ساعت 19:03
دیدن بعضی اسمها ،‌چه حس خوشایندی رو به آدم منتقل میکنه !‌ یه جور آرامش ،‌ یه جور دلگرمی ، یه مهر خاص ! چقدر خوشحال میشم از اینکه دو تا عزیز ،‌همراه هم باشن !
پدرخوانده ما ،‌از بهترین و ناب ترین آدمهای روی زمینه . خوش به حال من که چند ساله محیطی رسمی رو در کنار ایشون ،‌به گذر بهترین لحظه ها تبدیل کردم . خدا حفظشون کنه همیشه .
پاسخ دانیال:
کاش میفهمیدم که تو عاشقی را چگونه میفهمی
که حتی خشمت بر من، تفسیر محبت است !
ویس
22 اردیبهشت 1390 ساعت 19:27
شمس گفت من با خاص الخاص ها کار دارم وکسی می خواهم از جنس خود.وشما هم حتما مخاطب خاص خودتان را دارید که به گفته خود،اگر حافظ ،حافظ است از عاشقیش شده نه فقط از شاعریش وکوتاه سخن،پر توان باشید و در راه عاشقی ،رهرو.
پاسخ دانیال:
صدای پاک نفس هایت تا سرزمین قلبم می آید
صدایی پر از شور و احساس پاک عشق !
نو کر حسین(ع)
23 اردیبهشت 1390 ساعت 09:14
سلااااااااااااااام بر شما آقا دانیال
ممنونم عزیزم که به یادم بودی......
ممنونم و خیلی ازتون تشکر میکنم.
پاسخ دانیال:
نگاهت سرشار از معنای محبت است
که مرا فرو می برد در حظّ دوست داشتن !
تولدتان مبارک ...
دخترشہید
23 اردیبهشت 1390 ساعت 16:59
آرامش نگاہ عاشقانہ تان چہ بارقہ آمیز در این آسمان
سیاہ درخشید و ھمہ ی چشم ھا را سر بہ زیر ساخت
...
تنہا معشوقہ است کہ کتاب گسستہ ی عشق را
شیرازہ میبندد...
پاسخ دانیال:
چشمهایمان کلمه شده اند ، اسارت ، واژه ، شهید
چند صفحه تایپ شده ، روزمرگی ، آوینی ، ماهواره ها می آیند !
محب شهدا
23 اردیبهشت 1390 ساعت 19:50
سلام برادر.ممنون که آمدید ویادی از ما کردید.اگر حال دلمان را اگر بپرسیدبایدبگویم که خوب نیست.این فاطمیه عجیب هوایی ام کردخانم دردی را در وجودمن نمایان کرده که با تمام درماندگی ام به دنبال در مانش هستم.برایم دعاکن.
همانطورکه قبلا"گفتم شهیدزین الدین این یک سال مرا هم به عنوان خواهر وهم خادمش پذیرفته.
خدا توفیق داده ،دبیر کانون شهید زین الدین نهاد رهبری دانشگاهمون باشم.و این روزها یه خاطر برنامه ای که با حضور حاج آقا انجوی نژاد برگزار میکنیم حسابی مشغولم و هرچنددلم برای این فضای مجازی و دوستان حقیقی ام تنگ شده وناگفته هایم تلمبار .
انشالله سر فرصت خدمت میرسم.
نسئل الله منازل الشهدا
پاسخ دانیال:
آغوش برای زمینی ها لذت را تداعی میکند و برای آسمانی ها عشق را
و زین الدین عاشق خدا بود و عاقبت در آغوش خاک به افلاک رسید ...
هستی
23 اردیبهشت 1390 ساعت 20:23
سلام عمو دانیال
خیلی ببخشید که اینقدر تاخیر داشتم
مرسی از مطلب زیباتون

پاسخ دانیال:
دردهای مشترکی داریم که مکرار با الفاظ و عباراتی گوناگون
نوشته یا گفته میشوند ، اما در روح و معنا، چون جانهای مردان خدا،
متحد و نامکررند !
ثنا ئی فر
23 اردیبهشت 1390 ساعت 23:35
به درد دل ما سوختگان افیونی عاشق نما اشارت نمودید
که در نبود اهل دل منقل نشین خاکستر نیاز اهل گل شده ایم ...
پاسخ دانیال:
خانقاهی دارم به اندازه دل و ترانه ای بر لب بنام آه
و سماعی به نام شوریدگی و شرابی به نام اشک
می بینی که چقدر در برابر بزرگی جهان هستی ، کوچکم !
سهبا
24 اردیبهشت 1390 ساعت 10:52
سلام . صبحتان بخیر برادر .
اختصاصا آمدم محض تشکر از لینک بی واژه :

من رو دریا ، من رو بارون ، منو آسمون صدا کن
اسمم رو واژه به واژه ، تو دل ترانه جا کن ....

ممنون .

پاسخ دانیال:
تا کلمه و کلام در یاد هست ، سخنان بی واژه هم در راه است !
س
24 اردیبهشت 1390 ساعت 13:39
خیلی جالب بود.
فکرشو بکن! کتاب های نو سهبا موشک بشه!!

پاسخ دانیال:
وصف العیش ، نصف العیش !
سهبا
24 اردیبهشت 1390 ساعت 15:46
کتابهای من قابل موشک بازی های برادر را ندارد مهربان ! در کلاس بچگی گاه معرفتهای بیشتری کسب می شود تا در محضر اساتید خاموش پرسخن !
پاسخ دانیال:
زیبای نامت کلام نابت وضوی یادت، سفیر پرواز خیال است !
پدرخوانده
24 اردیبهشت 1390 ساعت 19:18
۱زرد۲سفید ۳کبود ۳آبی ۴ سرخ ۵سبز ۶ نارنجی ۷ صورتی ۸ بنفش ۹ نیلی ۱۰عنابی ۱۱زیتونی ۱۲ فیروزه ای ۱۳ سرمهای ۱۴ پر ازامید نور طلایی رنگ خورشیی که ظلمات راتکه تکه می کنه

حواسم به آبجیت هست

ولی چیزی که هست من بی حواسم

حالا مارو داشته باش

یا حق برتراز هر........
پاسخ دانیال:
تو همیشه دعوتی ، رأس ساعت دلتنگی !
پدرخوانده
25 اردیبهشت 1390 ساعت 06:54
آنچه استاد ازل طرح به دفتر فرمود

گاه آن است که در شرح وبیان می آید
پاسخ دانیال:
آری ، تا جهان و انسان هست ، دنیای پیدای گل و جهان پنهان دل هم هست
و تا دل هست ، رنج تباه کاری و گنج رستگاری نیز هست ،
نیاز به ناله و فرداد و فریاد هم نیست ، نه همه مردم اینجا خوبند
و نه همه مردم آنجا بدند ، اینست که سیر نباید به پیاز بخندد
و دراکولا به خفاش ، بزرگترها چرا بچه ها را به خاطر دلبستگیشان
به یک بسته کوچک پفک دست می اندازند ، با آنکه خودشان
به پفک پوشالی دنیا ، دل بسته اند !
گمنام ثارالله
27 اردیبهشت 1390 ساعت 04:10
سلام..یا ام البنین ادرکنی
وفات حضرت ام البنین(س)مادر حضرت ابو العباس (ع)برشما وشیعیان وعاشقان ولایت تسلیت باد
لظفا بمن سر بزنید....
پاسخ دانیال:
گوئیا شبهای عملیات را با مژگانت خلوتی است ...
طهورا
13 اردیبهشت 1391 ساعت 10:08
و باز هم اشک چه نوازش گر آرامی است بر دل وقتی می چکد...
پاسخ دانیال:
اشک های معجزه ی تو از عصای موسی هم عاشق تر است
mahsa
13 تیر 1392 ساعت 00:36
سلام
خیلی قالبتون قشنگه ....خیلی ...
ببخشید میشه کدشو به منم بدید؟
پاسخ دانیال:
سهم من از چشم تو ، فقط یک قاب قشنگ است.
زهرا
22 اردیبهشت 1396 ساعت 22:36
اینجا کامنت نداشتم
ولی تا تصویر رو دیدم فهمیدم تکرار مکررات هست
پاسخ دانیال:
کل أرض کربلا و کل یوم عاشورا یعنی تاریخ عشق همیشه تکرار میشود!

http://s9.picofile.com/file/8294846600/Entekhabat.jpg
قلب خندان
23 اردیبهشت 1396 ساعت 17:26
خنده ات،صبح روز تعطیل است،

وسط روزهای پر کاری

خنده ات،چند ثانیه مکث است

تا بفهمم که دوستم داری!
پاسخ دانیال:
تو را به شیوه فقرا دوست دارم زیرا آنها مالک چیزی نیستند
جز قلبی که فدای معشوقش میکنند !
طهورا
24 اردیبهشت 1396 ساعت 09:51
رخصت خواندن چشمان یوسف لایق هر چشمی نیست اما به سبب شاهراه دل کتاب را شاید توان خواند ...
پاسخ دانیال:
کتابها همه دلتنگ دیدن چشمان او ...
تو دلت دلتنگ خواندن کتاب منست؟!
یلدا
31 اردیبهشت 1396 ساعت 02:23
ای جانم...
آنکه به تو عشق نورزد پس به چه ارزد؟
پاسخ دانیال:
این عشق است که قرمزتر از خون است ...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.