X
تبلیغات
رایتل

یوسف شبها آرزو

16 مهر 1395

یوسف شبها آرزو

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ ، ما انسان را برای رنج آفریده ایم  سوره بلد آیه 4

معنای رنج همین است؛ استمرار عشق یوسفی که هیچ گاه  تو را

نه می بیند، نه می فهمد، نه می خواهد!

پی نوشت : و نه می خواند

نظرات (23)
بارون خورده
16 مهر 1395 ساعت 17:16
نمی بیند؛ نمی فهمد؛ نمیخواهد!!

این آیه رو خوب بلدم
اون روزا که می نوشتم؛ بخشِ همیشگیِ وبلاگم بود
پاسخ دانیال:
وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ ... سوره مریم آیه 15
ما به دنیا آمدیم تا او را عاشق بمانیم
طهورا
16 مهر 1395 ساعت 23:56
مهتاب
چاه
فراق

اگر می خواند...
پاسخ دانیال:
لا تحزن ، ان مع العسر یسری ( سوره شرح آیه ۵)
که یوسف از قعر چاه به وصال ماه رسید !
قلب خندان
17 مهر 1395 ساعت 16:29
میدون فرق بین دردو رنج چیه؟
ـ چه فرقی دارند؟وقتی هر دو بَدَن
رنج اونی که وقتی من باهات حرف میزنم فکرت جای دیگس
ـ انوقت درد چیه؟
با این حال بازم دوستت دارم

خـدا قوت خوش قلم
پاسخ دانیال:
اینجا کسی با سکوتش تو را دوست دارد چرا که فکر میکند
کلامش شنونده ای نخواهد داشت و سلامش جوابی نمی گیرد !
قلب خندان
17 مهر 1395 ساعت 22:18
احتیاط باید کرد
همه چیز کـهنه میشود
احتیاط نکنیم عشق نیز...
پاسخ دانیال:
همه چیز را فراموش کردم به جز آنکه دوست داشت فراموشش کنم !
قلب خندان
19 مهر 1395 ساعت 12:09
اما اگر هیچ چیز

نتواند مرا از مرگ برهاند

لااقل عشق

از زندگی نجاتمان خواهد داد.
پاسخ دانیال:
ماه بیهوده نمی تابد ، میداند یوسفی در دل چاه دنبال گناه ناکرده میگردد
برای زلیخا اما چه تفاوت دارد؛ بی تو در مصر ، عزیز همه باشد یا اسیر یکی ؟!
قلب خندان
19 مهر 1395 ساعت 23:09
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانیت کنند
پاسخ دانیال:
زندان برای یوسف سخت نیست
اگر بهای آزادی اش تو باشی !
قلب خندان
20 مهر 1395 ساعت 18:27
گم شده ام در تمام چیزهایی که قرار بود. داشته باشمشان و ندارمشان
پاسخ دانیال:
گمشده ای ندارم ، در آسمان بهشت و در زمین تو !
قلب خندان
20 مهر 1395 ساعت 19:33
تـــو یوسف باشی..من بی خیال تمام زلیخاها ؛آسمان بهشت را برایت فراهم میکنم
پاسخ دانیال:
دوستت دارم چون تو، تویی !
زیبا و بی همتا
نه مثل لیلا و نه چون زلیخا ...
بارون خورده
21 مهر 1395 ساعت 00:39
عاشورا تجلّیِ همین عشق است . . .
پاسخ دانیال:
به اشاره ی انگشتش جهانی ارادت داشت
چه کور بود چشمی که تنها انگشترش دید
قلب خندان
21 مهر 1395 ساعت 13:49
خیز و ای خفته به صحرا بنگر محمل زینب
به اسیری به ره شام و ببین حاصل زینب
قضـا به کرب و بلا تا کشید زینب را
قدر به هستی قیمت خرید زینب را
پاسخ دانیال:
نفرین سزاوار مردمی است که لب تشنه سر ماه را بریده اند...
قلب خندان
22 مهر 1395 ساعت 18:52
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
پاسخ دانیال:
من چراغی در دست خواهم گرفت که نورش تنها تو را نشانم دهد
به قصه ای گوش خواهم کرد که تنها تو را برایم تعریف کند
من چشم را برای دیدن تو میخواهم و گوش را برای شنیدن صدای تو
به من بگو دوستت دارم قبل از آنکه فاصله ها تبعیدم کنند !
خادم الحسین!
23 مهر 1395 ساعت 10:30
سلام استاد
خوبید ان شاءالله؟
ایام تسلیت و عزاداری هاتون قبول
می خواستم نظر شما رو راجع به این سوال که «آیا عزاداری ها افیون توده ها شده؟» بدونم!
پاسخ دانیال:
آن کس که میخواهد حسینی باشد باید آب خوردنش هم حسینی باشد !
عزاداری که احساس و عاطفه در آن ارزش بالاتری نسبت به حقیقت پیدا کند
شاید انسان را به کمال مطلق نرساند ولی ابدا افیون نیست و تاثیر سازنده خود را خواهد داشت
«أقِم الصّلاة انّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر» ( عنکبوت آیه 45 )
به یاد او باش که صرف ذکر دوست تو را
زمانی و مکانی راهگشا خواهد بود ...
خادم الحسین!
23 مهر 1395 ساعت 13:11
ممنونم
پاسخ دانیال:
خالق معجزات دل ، من حبیب حزن توام قبل آنکه شاد باشی !
قلب خندان
23 مهر 1395 ساعت 15:50
دلتنگم شو
به دیدنم بیا. . .
معلوم نیست این روزهای عاشقی
تا کجا به تقویم وفادارند !
مرهم زخم های کهنه ام


کنج لبان توست!

بوسه نمی خواهم

چیزی بگو

پاسخ دانیال:
در چشمان تو قصه ای خواهم نوشت تا عاقلان عالم واژه عشق را از یاد نبرند
بار دیگر برای آسمان معنای «ماه » را روایت خواهم کرد
تا کنعان بداند با وجود این همه برادر
چرا یوسف همیشه تنهاست؟!
متین
24 مهر 1395 ساعت 01:31
سلام..دلم تنگ شده بود برای این دنیا...
پاسخ دانیال:
دلی که نه مینویسد و نه میخواند به کدام قبله نماز میگذارد؟!
طهورا
24 مهر 1395 ساعت 23:00
تو مرا به عرش می خوانی من از ته چاه صدایت می کنم
پاسخ دانیال:
چاه یا ماه اش فرقی نمیکند ...
عشق تلاقی ارواح است نه تن ها
طهورا
24 مهر 1395 ساعت 23:02
آخی خادم الحسین
سلام
ارادت
پاسخ دانیال:
ح مثل حزن، ح مثل حبیب، ح مثل حسین
یعنی من حبیب حزن توام یا حسین !
طهورا
25 مهر 1395 ساعت 06:01
تو مرا به عرش می خوانی و من از ته چاه صدایت می کنم
پاسخ دانیال:
تو دوست منی و بهتر از هزار حبیب !
قلب خندان
25 مهر 1395 ساعت 18:05
یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست
پاسخ دانیال:
حتی در سکوت تو ، قصه ای است که برای ستارگان طرب انگیز است
پس کجایی ای شبهای من ؟!
خادم الحسین!
25 مهر 1395 ساعت 19:26
سلام به روی ماهتان عمه طهورا جانِ مهربانم
پاسخ دانیال:
سوگند به خدایی که چشمانت را سیاه آفرید
به پیامبر عشق کسی ایمان نیاورد
جز آن که در محرابش نماز خواند با یقین !
یلدا
1 آبان 1395 ساعت 01:18
چه رنج تمام نشدنی!
یا نه درست تر ان است که بنویسم
چه دل بی لیاقتی!
دل اگر دل باشد که اینچنین بی یوسفش نفس نمیکشد...
پاسخ دانیال:
طولانی ترین مسافت این عالم فاصله ی بین دل و حبیب است
یلدا
5 آبان 1395 ساعت 21:48
حبیبی که نه میخواهد و نمیخواند،
دلی که نفس نفس جان میکند...
+سهمما : )
پاسخ دانیال:
قیل لعلیَ ابن ابی طالب أهناک أشد من الموت ؟ قال نعم : فراق الأحٍـبة أشد من الموت !
از مولایمان علی علیه السلام پرسیدند : آیا سخت تر از مرگ هم برای آدمی وجود دارد؟!
فرمود ، آری ، فراق محبوب، سخت تر از مرگ است ...
آه یلدا ؛ مدت هاست که رهایش کرده ایم ...
سعیده
6 آبان 1395 ساعت 01:18
چه نزدیک است حس دوست داشتن کسی که هیچ گاه تورا نه می بیند نه می فهمد و نه می خواند...

عجایب رنجیست به واقع...نه پایان و التیام می یابد و نه می کشد...
باقیست همچنان، مزمن و کهنه
پاسخ دانیال:
تو کبوتر تمام بام هایی و دست های ما چه سنگ ها که به سویت پرت نکرده اند ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد