X
تبلیغات
رایتل

نمی از نار

6 آبان 1392
گرد باد بی قراری من در راه است

در جستجوی آتشم تا بسوزد این دلم

بی دوست من گلستان را ، نمیخواهم نمی خواهم !

نظرات (26)
طهورا
6 آبان 1392 ساعت 08:09
الان این نمی خواهم اولی با نمیخواهم دومی چه فرقی داره؟!
پاسخ دانیال:
نوعی ابهام و ایهام ادبی است !
نمیخواهم اول که با کسره ی نون خوانده میشود عطف به گلستان است یعنی : گلستان را نمیخواهم
و لیکن نمی خواهم ثانی که میشود با فتح نون نیز خوانده شود عطف به نار محذوف در عنوان است
یعنی : نمی [ از آتش ] خواهم !

http://profdoc.um.ac.ir/articles/a/1012076.pdf
طهورا
6 آبان 1392 ساعت 08:43
پس حال که چنین است عمه خانوم برایتان بگوید:
برای خلیل هر جا باشد گلستان است و هر آتشی تا به او برسد باز هم گلستان است ...چه بَخواهد چه نَبخواهد.
پاسخ دانیال:
با ابراهیم در آتش باش
گلستان میشود عالم برایت
آبادان عشق
6 آبان 1392 ساعت 10:50
عشق تجسم رؤیاییست زیبا
من خواب را دوست دارم.

{سلام همسنگر
مطلب خوبی بود}
یاعلی ع
پاسخ دانیال:
هدف عشق است ، دلم مجروح شده از این همه تنهایی !
مریم
6 آبان 1392 ساعت 11:38
آه ای خلیل
صبور باش
چرا که ~~>ان مع السر یسرا
پاسخ دانیال:
با لبخندی سرد فقط سکوت خواهم کرد
وقتی تو در آتش مرا تماشا میکنی ... [ آیکون یک داداش مظلوم ]
مریم
6 آبان 1392 ساعت 11:40
یک گلستان آتش در دلم زبانه میکشد
و نمیدانم میدانی یا خیر
که در بحبوحه چشمانت
هزاران قوم ابراهیم نشسته است به تماشای سوختنم
سلام جناب آقای دکتر
پاسخ دانیال:
کز بهر این روشن شدن، قبله ی هزار قبیله خاموش شدم
مریم
6 آبان 1392 ساعت 11:59
کلی حرف دارد این دل برای این پُست آتشینت
اما کو دستی که یاری کند نوشتن از "شعله های دل"

سلام برادرم
پاسخ دانیال:
در میان شعله های خیمه
که حتی عشق را یارای رفتن نیست
جز دستان بریده ی عباس
کسی را لایق رفتن نیست !
مریم
6 آبان 1392 ساعت 12:01
راستی برادرم یادم رفت بگویم
در این آتش برای من هم جایی هست؟؟؟

نگفتم کلی حرف ناگفته در دل دارم؟؟؟!!!
تحمل بایدت!
پاسخ دانیال:
دل ققنوسی خلیل در هیچ آتشی نمیسوزد
فقط گهگاهی از دست کسی میشکند !
سهبا
6 آبان 1392 ساعت 22:06
به گمانم یارای حتی نمی از اتش را هم ندارم , اما آرزویم آتشی است نه چندان کوچک که بسوزاندم و هیچ از من به جای نگذارد ! آخ که بی دوست دنیا جهنمی سوزان است ...
سلام برادر . هنوز هم از من عصبانی هستید ؟
پاسخ دانیال:
دلی که در آتش بسوزد دل نیست !
بی تاب ماه باش که بی شعله میسوزد و میسراید ...
طهورا
7 آبان 1392 ساعت 10:24
کاش چند خط درباره ی "نمی از نار"به پست اضافه می کردید.
پاسخ دانیال:
نوشتن با کاغذ و قلم نیست ...
لیلا اگر تو باشی آغاز میکنم بنامت !
مریم
7 آبان 1392 ساعت 11:48
در میان شعله های خیمه
که حتی عشق را یارای رفتن نیست
جز دستان بریده ی عباس
کسی را لایق رفتن نیست !
و...
شعله های آتش زبانه کشیده در روی در
آن میخ داغ
سینه ای سوزان
و فریادی که در دل خفه شد!!!

به امام حسین دیروز دقیق میخواستم اون جواب شما و این یکی رو هم که خودم اضافه کردم بگم داداش
امان از این دل
وای از دل زینب
چقدر محرم امسال برای من نزدیکه
دارم میسوزم بخدا
ببین دستامو ارتعاشش رو نمی تونم کنترل کنم
این اشکا...
هق هق آروم بغضای توی گلوم
خدایا یعنی قراره چی بشه
پاسخ دانیال:
برای هر که حسین را دوست دارد ، کربلا یک غم واگیر دار است !
مریم
7 آبان 1392 ساعت 11:52
من تماشا میکنم آری!
اما میدانم لبخند سردت آتش را گلستان میکند!
من دلم به همین گلستان خوش است خلیل بت شکن بتهای دل
کاش میشد گریه های اکنون را برایت بنویسم
کاش
پاسخ دانیال:
سوسوی چشمان تو و شراره های آتش هر دو درخشانند
آتش که گلستان شد ولی این چشمان توست که مرا میسوزاند
طهورا
7 آبان 1392 ساعت 13:23
لیلا، صدای من، غزل و استعاره نیست
مُهرِ سکوتِ تست به جوهر، فرو شده

(شاعر؟)
پاسخ دانیال:
احساس عبوث من قاطری رمیده است ،
قصه نمی گوید که میداند واژگانش میرود تا هفت آسمان ها ...
ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید ( سوره ق آیه 18 )
عمه خانوم
7 آبان 1392 ساعت 13:25
کامنتای مریم خانوم چقدر داغ شدن ...سوختم!
پاسخ دانیال:
لیلا و مریم هر دو محبوب منند ، لیلا در خیال و مریم در افلاک !
مریم
7 آبان 1392 ساعت 14:12
تو ندانستی خلیل!
در بحبوحه فریاد هوهوی مردم
هق هق گریه های بی امانم
دعا شد و رفت به آسمان
خدا هم تکه ای از بهشتش را فرستاد میان آتش
پاسخ دانیال:
من تو را به بهشت نمیدهم که از آسمان پس بگیرم !
مریم
7 آبان 1392 ساعت 14:14
راستی دل شکسته و سوخته هم مگر فرقی دارند با هم؟
دل دل است دیگر
یا می شکند
یا می سوزد
پاسخ دانیال:
دل شکسته حسرت سوختن دارد و دل سوخته در آرزوی سوختنی دوباره !
مریم
8 آبان 1392 ساعت 11:55
عمه جانم!
مریم بدین جا که می آید
بوی بهشتی کربلا مشامش را می نوازد
اینجا ذره ذره سوخته است این دل
و من چقدر این سوختن را دوست دارم
پاسخ دانیال:
سوختنت نمیخواهم برایم ذره ای مریم باش ... !
بارون خورده
8 آبان 1392 ساعت 11:56
من هم نمی خواهم..
پاسخ دانیال:
تا ابد میخواهمت ، هم خودت هم شعرهایت ...
مریم
8 آبان 1392 ساعت 13:30
مریم بودن درد دارد برادرم
دردهایی مسری!
باز هم میخواهید مریم باشم؟!
من از مبتلا شدن کسی به دردهایم میترسم
شاید برای همین است همیشه تنهایم
پاسخ دانیال:
در آب باشد یا در آسمان ، بی ماهی قدم زدن درد دارد مریم !
طهورا
8 آبان 1392 ساعت 15:28
پاسخ دانیال:
اشک بریز تنها به عشق خدا
بیداربیقرار
9 آبان 1392 ساعت 07:48
سرایی را که صاحب نیست ویرانی است معمارش
دل بی عشق میگردد خراب آهسته آهسته
سلام
درمقابل این همه احساس شما کسی مثل من همیشه دست خالیه
یاعلی
پاسخ دانیال:
معمار اگر دل باشد این دیوار فاصله را بین ما چه حائل ؟!
طهورا
11 آبان 1392 ساعت 13:44
امروز باران می آید ...من هم اشک می ریزم...انگار دوباره علقمه ...یاد خاطراتش افتاده است...
پاسخ دانیال:
عباس نماد آسمان است و گلدان تابوت درخت !
چترهایت را ببند ، برای حسین یک عباس کافیست ...
مریم
12 آبان 1392 ساعت 19:40
نه ماه میخواهم نه ماهی
من درد تو را به صدهزار درمان ندهم
پاسخ دانیال:
در شهر ما ، درد کفاره گناه عشق است !
مریم
12 آبان 1392 ساعت 19:41
برادرم؟
رقص شمشیر عباس شیدایت نکرده؟
چرا قصۀ علقمه را باز نمیگویی
مگر نمی بینی زینب بیقرار است؟
پاسخ دانیال:
مـاتـــ در ماتمـــ این کلماتمـــ !
فاظمه
13 آبان 1392 ساعت 01:07
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
پاسخ دانیال:
ای ماه محرم آهسته طلوع کن ...
اینجا خورشید، نوازشگر چشمان حسین است !
طهورا
13 آبان 1392 ساعت 10:38
http://upload.tehran98.com/upme/uploads
/2bed517dd62eab491

این عکس رو گرفتم...اما هنوز که هنوز است ...می سوزم ...
پاسخ دانیال:
تصور بی تصویر روا نباشد بانو ...
...
15 آبان 1392 ساعت 12:13
و .... نمی [ از آتش ] خواهم ! ، پارادوکس و متناقض نمایی زیباست.
-----------------
باقی توضیح
پاسخ دانیال:
این روزها نه بغض میشوم نه لبخند
پارادوکس از این زیباتر ؟!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد