X
تبلیغات
رایتل

تکرار گناه

3 مهر 1392
طعم مهر میدهد سیب نگاهت

سیاهی زلف پریشانت، روزگار همه چشم ها را سیاه کرده !

تو عاشق پیراهنت باش که بویش یوسف راهم زلیخا کرده ...

دل نوشت : این روزها که از دل مینویسی سری هم به دل ما بزن که سخت تنگ توست !

نظرات (35)
خوشه ی کهکشان
3 مهر 1392 ساعت 11:21
ببین که سیب زنخدان تو چه می گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پرشان و دست کونه ماست

موفق باشید برادر دانیال
پاسخ دانیال:
یک تکه دل بیش نیست ولی جای خالیش پر نمیشود !
سمیرا
3 مهر 1392 ساعت 11:43
اتفاقا دل ما هم برایش تنگ است. حتی در همین یک قدمی! هرچند ما مثل شما شاعر و هنرمند نیستیم
پاسخ دانیال:
آری ، سهبا از کشتن عاشقان همیشه دست در خون دارد
مریم
3 مهر 1392 ساعت 13:15
سرمای ته نشین شده در کنج تخت‌ها
دل کندن ِ ملافه‌ای از بند رخت‌ها
قطبی‌ترین نقاط زمین در کنار هم
تزریق موریانه بــه خواب درخت‌ها
هر روز ساده رد شدن از امتحان مرگ
با انتـخاب سخت‌ترین بیـــن سخت‌ها
تسلیم می‌شود به سیاهی چشم هام
تسلیـم مــی‌شوم بــه سپیدی بخت‌ها
تقویم من معطل یک فصـل تازه است
من که تمام زندگی‌ام بی‌اجازه است
چیــزی نپرس! حدس بزن از صدای من
جا مانده توی زندگی‌ات ریشه‌های من
تن داده‌ام به مرگ ، به پایان جستجو
[دنیای کوچکی ست به ابعاد یک پتو]
سهم من از تمام جهان تو... و از تو هیچ
در دست‌های واقعــی ِ مرد رو به رو
نامــی غریبـــه روی فراموشــی لبــــم
بغضی شکست خورده که جامانده در گلو
زخـــم ِ صدای خاطره‌ای پشت سیـــم‌ها
«من خوب ِ خوب ِ خوبم و تو... از خودت بگو!»
از عمق آن جهنم و قسط اجاره هاش
از چنگ‌ های زندگــــی و آرواره هاش
از هیچ چیز ِ سرد شده، روی میز شام
از دست‌های خالــی ِ در فکـــر انتقـــام
از لاشه‌های گم شده در آخرین نبرد

دنبـال هیـــچ چیـــز نمی‌گردم و نگــرد
عشق تو توی حافظه‌ی موریانه هاست
در بی‌هویتیّ ِ ته ِ سردخانه هاست
وقتــی رسیدم آخـــر دنیــا و باز هم
چشمم به رد پای کسی در نشانه هاست
بایــد بهـانــه گیـــر ِ نگــاه تـــو می‌شدم
اما دلــم گرفته‌تر از ایــن بهانه هاست
کـم کـم بــه فصل سرد تو ایمان می‌آورم
چون صبر برف بیشتر از صبر دانه هاست

سلام بر آسمان دلت برادرم!
پاسخ دانیال:
شنیدن دارد صدای ستاره ها ...
سهبا
3 مهر 1392 ساعت 15:00
سلام .

آنقدر به مهربانی دلت بدهکارم که نتوانم پاسخت گویم , تنها آمدم که بدانی هستم همین حوالی , هر چند آنقدر گرفتار که " گم " کرده باشم ... اما هر آنکه با دل نسبتی دیرینه دارد, از "یاد " نخواهد رفت ...
سر فرصت خواهم آمد برادر آسمانی دلم.
پاسخ دانیال:
آسمانم سیاه بود ،
قبل از دیدن تو
ر
5 مهر 1392 ساعت 19:17
حرف دلتنگی، دلتنگی می آورد.
جایشان خالی مباد
پاسخ دانیال:
کاش نبودنش را جدی میگرفتیم !
ر
8 مهر 1392 ساعت 07:48
پس کجاااااااااااایییییییییییییییییییییییید
پاسخ دانیال:
در آغوش گرفته ام تنهایی ام را
زهرا
8 مهر 1392 ساعت 19:52
در این مورد خیلی افراد به این نسخه اعتقاد دارند و برایشان شانس آورده. تینو یک نقاش معروف محلی هلندی می گوید: "من و شاگردانم آرزو می کنیم یکبار دیگر این نامه به دست ما بصورت اتفاقی برسد. چون یکبار که رسید این کار شانس بالایی برای ما داشت و توانستیم از این راه با خیلی از آدمها در مورد کارمان دوست بشویم". این اتفاق برای شماهم خواهد افتاد به شرط آنکه شما هم به نوبه خود آن رابرای دیگران، حداقل برای همه دوستانتان ارسال نمایید. حتماُ 20 کپی بفرستید و ببینید که ظرف مدت 4 روز چه اتفاقی می افتد. این زنجیره از ونزوئلا شروع شد و این نامه از مارایا پیگیری و به ژوهان مرد خیری در آمریکای شمالی نوشته است. اودانشجوی مهندسی مکانیک است و شاغل. ازآنجا که این کپی باید در سراسر جهان بگردد شما باید 20 کپی تهیه نموده و برای دوستان و همکارانتان بفرستید پس از چند روز شما یک سورپریز دریافت خواهید نمود. این یک حقیقت است حتی اگرشما یکشخص خرافاتی نباشید. حداقل به این باور داشته باشید که در آن نام ها و هویتهایی وجود دارد که قابل استناد و دسترسی بوده و می توان با آنها مکاتبه نمود که این موضوع را تصدیق کنند . پال سینگ کارمند اداری یک بانک در نپال این ایمیل رادریافت نموده ولی فراموش کرد که این نامه را باید ظرف مدت 96 ساعت ارسال کند. او شغلش را از دست داد کمی بعد نامه را پیدا کرد و 200 کپی ایمیل ارسال نمود وظرف مدت چند روز شغل بهتری بدست آورد. بخوانید فقط پاک نکنید. دوست عزیزشما نیز میتوانید به جای کپی، این نامه را به 21 نفر از دوستانتان از طریق پست الکترونیکی ارسال کنید و شانس خود راامتحان کنید (یا کپی کنید و به 30 نفر که احتیاج دارند بدهید.) یک پزشک فرانسوی که دوست نداشت نامش عنوان گردد می گوید: "من هر بار که این نامه به دستم می رسد برای دوستانم مجدداً ارسال می کنم چون اعتقاد دارم خداوند هر چیزی را که وسیله خوبی قرار می دهد و در آن بدی وجود ندارد ما بندگان خوب باید به آن عمل کنیم". به یاد داشته باشید حتی اگر اعتقادی نداشته باشید این نامه بنا به دلایلخاص وعجیبی عمل می کند و برای شما بهترین چیزی را که در قلبتان آرزو می کنید به ثمر می آورد پس همین الان برای بیست نفر از دوستانتان ارسال کنید
پاسخ دانیال:
یادگار تو ماناست ...
طهورا
13 مهر 1392 ساعت 15:48
اوست که محبّت را به اهل آسمان می فرستد...

عالــــــم بــــی تو غبار و گرد است بیــــــــا

این مجلس عیش بی تو سرد است بیـــــــا
پاسخ دانیال:
پس چرا از این همه فریاد، فرهادی برنمی خیزد ؟!
خادم الحسین علیه السلام
14 مهر 1392 ساعت 00:15
دلش می خواست یکی از لباس های امام را بگیرد برای تبرک، اما خجالت می کشید بگوید.

حتی نامه نوشت ، اما نامه را نفرستاد .

ناامید شد داشت بر می گشت شهر خودش که کسی از پشت صدایش زد . برگشت.

غلام امام بود.

گفت:

"این لباس را آقا برایت فرستاده."

اتفاقی و تصادفی جواد نام نگرفت!

او جواد است که جواد است!

سلام
عرض تسلیت...
التماس دعا
پاسخ دانیال:
ج و ا د را عاشقانه بنویس
بگذار چشمان آفتاب بفهمد
تنها او ...
جواد این روزهاست
طهورا
14 مهر 1392 ساعت 09:56
از این کامنت خادم الحسین و جواب پرمعنایتان ...اشکمون دراومد.تنها او جواد این روزهاست ...راز عبا همون چفیه ست؟
پاسخ دانیال:
اشک ها، حرفهای ناگفته ی منست ...
بارون خورده
15 مهر 1392 ساعت 15:31
گم کرد شبی راه و مسیرش به من افتاد
ناخواسته در تیر رس راهزن افتاد
در تیر رس من گره انداخت به ابرو
آهسته کمان و سپر از دست من افتاد
بی دغدغه بی هیچ نبردی دلم آرام
در دام دوتا چشم، دو شمشیر زن افتاد
می خواستم از او بگریزم دلم اما
این کهنه رکاب از نفس از تاختن افتاد
لرزید دلم مثل همان روز که چشمم
در کشور بیگانه به یک هم وطن افتاد
درگیر خیالات خودم بودم و او گفت:
من فکر کنم چایی تان از دهن افتاد.. : )

"حمیدرضا برقعی"
پاسخ دانیال:
صدها سال است که زده ایم به آب ولیک همچنان تشنه ایم !
بارون خورده
15 مهر 1392 ساعت 15:37
میخواهم از نو بنویسم
بیا لطفا
نوشته هایم! یک نفر را کم دارد..
پاسخ دانیال:
برای غربت مولای ماه بنویس که ما را غلام حضرت تنها نوشته اند ...
سهبا
16 مهر 1392 ساعت 22:14
از دل خواهر چه خبر داری برادرم ؟ کاش دعایی ....
آرامشم کو؟
پاسخ دانیال:
به آسمان پرواز کن اگر در زمین گرفته است دلت از دست کسی !
طهورا
17 مهر 1392 ساعت 10:17
ما که پر پرواز نداریم میشه دنباله چادرقد سهبا خانومو بگیریم ...تا آسمون ...حرکت سیسهبا ...زمان ...امروز ...راس ساعت ...جا نمونید...شرکت خلیل ورهروان آسمان ...
پاسخ دانیال:
تو بمان ، پرواز آسمان میخواهد !
سهبا
17 مهر 1392 ساعت 19:52
به این آسمان که می آیم , هرآنچه دلگیری فراموشم می شود !
عمه طهورایم , دلتنگ پروازم , پروازی با شکوه در آسمان ستاره باران .
پاسخ دانیال:
تا آسمان سقف ماست دستان قنوت من، دعا برای تو را وا نمیدهند !
reyhaneh
17 مهر 1392 ساعت 21:27
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند

مردم چه بلاها به سرم آوردند

آواره ی آن چشم ِ سیاهت شده ام

بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام

هر بار مرا می نگری می میرم

از کوچه ی ما می گذری، می میرم

سوسو بزنی، شهر چراغان شده است

چرخی بزنی،آینه بندان شده است

لب باز کنی،آتشی افروخته ای

حرفی بزنی،دهکده را سوخته ای

بد نیست شبی سر به جنونم بزنی

گاهی سَرکی به آسمانم بزنی

من را به گناهِ بی گناهی کشتی

بانوی شکار، اشتباهی کشتی

بانوی شکار،دست کم می گیری

من جان دهم آهسته تو هم می میری

از مرگِ تو جز درد مگر می ماند

جز واژه ی برگرد مگر می ماند

این ها همه کم لطفی ِ دنیاست عزیز

این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز

دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم

با هر کسِ همنام ِ تو درگیر شدم

ای تُف به جهانِ تا ابد غم بودن

ای مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوش ِ شما

ای ننگ بر و مرگ بر آغوش شما

شمشیر بر آن دست که بر گردنش است

لعنت به تنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم

با پای خودم می روم این بار گلم

از : علیرضا آذر
پاسخ دانیال:
شعرهایت همه نشان یک دلی
ریحانه تو چرا این قدر خوشگلی ؟!
سهبا
21 مهر 1392 ساعت 17:57
این دلتنگ دلگرفته را به زیبایی کلامتان میهمان نمی کنید برادر ؟
سلام .
پاسخ دانیال:
دلم را قربانی چشمانت مکن ، بهشت آنقدرها هم که میگویند زیبا نیست !
طهورا
22 مهر 1392 ساعت 11:44
به دنبال ردّ پای ع ر ف ات ...کاش این عرفه دلم فرق داشته باشد...
کجایید ؟
پاسخ دانیال:
شاید که سفر بوده ام من !
خادم الحسین علیه السلام
23 مهر 1392 ساعت 11:21
در یک دل دو محبت نگنجد تمام وابستگیهایم را به قربانگاه می برم!
پاسخ دانیال:
این تکه های دل ، فدای تو !
مریم
23 مهر 1392 ساعت 11:25
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را

سلام داداش...
عیدتـــــون مبارکا باشه
ایشالله حاجی بشین
پاسخ دانیال:
برای با او بودن جان خود را قربانی باید است !
caution_alx
24 مهر 1392 ساعت 23:13
زندگی بی نهایت شادتر بود اگر در 80 سالگی به دنیا می آمدیم و به تدریج به 18 سالگی می رسیدیم.
پاسخ دانیال:
نقدی بر فیلم « بنجامین باتن» ساخته دیوید فینچر
ر
28 مهر 1392 ساعت 19:44
ممنونم از خوشایندتان
پاسخ دانیال:
چه بمانی چه نمانی ، همه آنچه دارم تویی ...
ر
28 مهر 1392 ساعت 19:46
چه تغییراتی
پاسخ دانیال:
همین کافی است تا تمام عمر عاشق باشی !
مریم
28 مهر 1392 ساعت 19:50
دستور یا خواهش...
مسئله اینستــ
پُست جدید لطفاً جناب دکتر دهقانیان
پاسخ دانیال:
مثل شیرین بی فرهاد مخاطبم بمان اگرچه هیچگاه برایت ننوشته ام
و هیچ کوهی برایت نکنده ام ...
طهورا
30 مهر 1392 ساعت 09:01
این بیت خیلی زیباست ...روی پنجره های رو به آسمون ...میشه نوشته ش...

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است
به من اجازه در اوج پر زدن داده است(برقعه ای)

سلام
پاسخ دانیال:
ممنون آسمان باش !
انگار میخواهد باز با تو عاشقانه سخن بگوید ...
فاطمه
30 مهر 1392 ساعت 12:42
ای خدای مرتضی

گردی از گام های فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش

تا ریشه نامردی در جهان بخشکد

عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک
پاسخ دانیال:
علی از همه آرزوهایم بزرگتر است ...
طهورا
1 آبان 1392 ساعت 14:01
رحمت آسمان سالهاست بر من ولایت دارد ...از آن موقع که نور مولا ...نور آسمان شد...
عیدتان مبارک
پاسخ دانیال:
میدانم ، چند روز بیش نیست
ولی انگار سالهاست ....
سایه سار از عشق خالیست !
sahel_alx
1 آبان 1392 ساعت 16:41
خدایا راست گویم فتنه ازتوست
ولی از ترس نتوانم چغیدن
به ما فرمان دهی اندر عبادت
به شیطان در رگ جانها دویدن
اگر ریگی به کفش خود نداری
چرا بایست شیطان آفریدن
پاسخ دانیال:
شیطان ما را می دید که سجده نکرد !
reyhaneh
1 آبان 1392 ساعت 20:21
عیدتون نیکو داداش
پاسخ دانیال:
عید بی دوستان زندان است اگر چه باشی در گلستان !
طهورا
5 آبان 1392 ساعت 16:33
انگار که نیستی چو هستی خوش باش...

عشق در سایه سار...بر می گردد...او یک خواهر واقعی ست...
پاسخ دانیال:
آسمان در قفس افتاده جای کبوتری که این روزها نیست !
سهبا
5 آبان 1392 ساعت 18:37
بهشت بی شمایان زیبا نیست ! اینرا نیک می دانم و اینکه سایه سار هم از عشق خالی ست چون ردپای شما را کم دارد ...
سلام برادر . حسابی دلتنگ شما و نوشته هایتان هستم .
پاسخ دانیال:
هان ای برادر ، آن را که دل نیست دلتنگی از بهر چیست ؟!
sahel_alx
6 آبان 1392 ساعت 00:03
مگر اراده شیطان در راستای اراده خدا نیست؟!! پس خدا هم خواست که او سجده کرد.
پاسخ دانیال:
این سخن سفیهان است آنجا که در جهنم فراق الهی فریاد خواهند زد :
لو أن الله هدئنی لکنت من المتقین ( 57، زمر )
اگر خدا میخواست مرا هم هدایت میکرد تا از متقیان باشم !
چه ، خداوندی که به اعتراف تو قادر و با اراده و تواناست ، حکیم و باخرد نیز هست ،
منشاء اراده ی او علم اوست ، آیا دیده ای که حکیم کار بی علم و بی علت کند ؟!
حال که این نیک بدانستی این نیز بدان که تحقق علم الهی از اراده ازلی جداست
و دانستن عاقبت امور منافاتی با تحقق اراده الهی ندارد !
که در آینه مثال ، شاهد آنست که بارها شاید موری را دیده باشی
که از مسیری به سمت لانه اش رونده است ، و تو بواسطه این مشاهده بصری ، علم اجمالی نسبت به مسیری که آمده و می رود و خواهد رفت ، پیدا نموده ای !
حالیا سوال آنست که این علم تو نسبت به ماضی و مضارع و آینده مسیر آن مور موجب تحقق جبر و اراده تو بر رفتن آن مور از آن مسیر است و یا آن مور به اختیار خود مسیرش را طی میکند ؟!
تدبر و تفکر در پاسخ این سوال راهگشا خواهد بود اگر از دوستانی !
بارون خورده
6 آبان 1392 ساعت 01:41
دلتنگ شدن حس نبودن کسی ست که تمام وجودت یکباره بودنش را تمنا میکند..
پاسخ دانیال:
ناز و عشوه های دلت همیشه از سر دلتنگی است
من به خم ابروی او عادت دارم !
reyhaneh
6 آبان 1392 ساعت 21:58
دنیا داره با من خوب بازی میکنه !

میچرخم تا بچرخه
پاسخ دانیال:
یک آسمان شادی باش وقتی در زمین غمگینی !
آرین
8 آبان 1392 ساعت 16:52
عالیییییییییییییییییییییییییییه داداشی
راستی لینکی
بلینک
پاسخ دانیال:
زیبایی ها را به تو می سپارم ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

خرید ساعت مچی

|

ساخت کد آهنگ و موسیقی