X
تبلیغات
رایتل

به دل بدل کن ، مرا

30 شهریور 1392
تصدق چشمانت

زخمی که بر دلت نهادند اگر درد نکند نشان آنست که در دلت حیات نیست !

آخر ای رفیق، اگر بیماری ناله ای کو وگر بی یاری طلبی کو ؟!

الهی از دوست چنان دیدیم و از تو چنین و لیکن هنوز هم تو را میخوانم به هر قبله ای که تو بگویی ...

نظرات (16)
بآرآن
30 شهریور 1392 ساعت 09:14
زخم هست و حیات هم هست...
ناله هست و طلب هم هست...
ولی کو جواب؟
که این دل را صبر یعقوب نیست...
پاسخ دانیال:
خداوند هر چه می بایست عطا کرد و لیکن آنچه از دل عطا کرد
به سزای خویش نه به سزای ما کرد ،
دلدار باش تا یوسف صدایت کنم !
خادم الحسین علیه السلام
30 شهریور 1392 ساعت 12:02
عرض سلام و ادب!
آخر ای رفیق اگر بی یاری پس طلبی کو؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ دانیال:
در ما نگر که هر که در ما نگرد
اگر بیگانه بود آشنا گردد
و گر عاقل بود عاشق گردد ...
آبادان عشق
30 شهریور 1392 ساعت 12:27
«ای دل تمام حاشیه ها را قدم بزن
شاید خدا نوشت که قربانی اش شوی»
سالم داش من بسیار عالی بود
پیش ما بیا
یاعلی
پاسخ دانیال:
کافران برای بت باطل خویش همی حرب میکنند و جان فدا می نمایند
حالیا ما برای یار خویش جان ندهیم و قربانی اش نشویم ؟!
مریم
30 شهریور 1392 ساعت 14:49
زخمی که یار بر دلم نشاند چه؟
زخمی که نگاه سردش
طعنه های نیش دارش
را چه کنم؟
زخمی که مجنون بر دل لیلی بگذارد زخم نیست
مَثَل "هر چه از دوست رسد نکوست" را تداعی میکند
پس زخمی که از یار رسد حیات میدهد!
~~> این برای خط اول

وقتی تو طبیب دل بیمار منی ناله برای چه؟!
وقتی تو یار دل بیمار منی طلب از چه کنم؟!
~~> اینم برای خط دومـ

خدااااااااااااااا
اینم خط سومش

سلام داداش ستاره سهیل من
پاسخ دانیال:
عشق خود درمان است حتی وقتی دردی نباشد
چه رسد به هنگامه ای که درد هم باشد !
ر
30 شهریور 1392 ساعت 17:42
چه تصویر کودکانه و شاعرانه ای!
هم کودکی و هم شاعری، ماه می خواهد
پاسخ دانیال:
پس مزد کودکی ما را به پای معصومیت مادران بنویسید
ر
30 شهریور 1392 ساعت 17:43
باز هم طرز و سبک قشنگ خواجه عبدالله را حس می کنم.
نسبتی دلی باید باشد مرتورا و ورا

بیماربی ناله گرفتار محبوب است و حبّ و عشق، آزرم دارد از درد و فریاد. آخر نه که او خود درد هبه کرده است؟ ناله چرا؟
و بی یار در گشت و گذار و سوز و انابه!!! باید، که غیر یارداشتن، نشکردن است از بار
پاسخ دانیال:
من شیدای شیدای غزلواره های موزون لب های توام
عطیه
30 شهریور 1392 ساعت 23:46
به هر قبله ای که تو بگویی...
پاسخ دانیال:
دل بده به قبله ی همه چنارهای تبریزی
وقت نماز نزدیک است ...
بارون خورده
31 شهریور 1392 ساعت 02:18
خواستم دل بکارم ، برق در خرمنم نیست
آمدم جان ببازم ، هیچکس دشمنم نیست
کاشکی غیرتی بود تا تن از سر بگیرم
از کسی جز سر خویش منّتی گردنم نیست
باد برده دلم را ، آب هم ساحلم را
پیکرم رفته بر باد ، زیر پیراهنم نیست
جان من بی قرارست ، قصد ماندن ندارد
عابری بود و رد شد ، جان من در تنم نیست
من اگر دورم از تو ، ننگ بی آبرویی‌ست
شوق برگشتنم هست ، روی برگشتنم نیست
زندگانی از این دست ، کار بیهوده ای بود
خواستم خو کنم لیک ، آب در هاونم نیست
مردم از بس شمردم میله های قفس را
شوق صیاد دارم ، خوف جان کندنم نیست

"محمود حبیبی کسبی"
پاسخ دانیال:
این همه دل اگر نباشد ، آدمی جز حیوانی متحرک نیست !
طهورا
31 شهریور 1392 ساعت 11:22
خوشا به دلی که زخم نشاندار شد ...
آنگاه که حب او در هر ذکر ٬به غلاف قلب نزدیک می شود
که عشق دلیر است...
که او عزیز است...
که او ...
پاسخ دانیال:
ضمیر صمیمی که « تو » باشی همیشه فرد است
از من مگریز ای ماه من فدایت !
ریحانه
31 شهریور 1392 ساعت 18:41
این قبله را دوباره بچرخان تا گوشه مخالف هستی !!!
پاسخ دانیال:
آسمانی تر از آنانی باش که در زمین می مانند
این زمین با هر قبله ای که او بگوید میچرخد !
طهورای پر حرف
1 مهر 1392 ساعت 08:54
زلال چشمه ای ست آسمان نگاهتان٬ ممکن است تا دشت... تا علفزار...یا کوه ...تا شقایق ها ...رفته باشم ولی برای دیدن ماه دوباره برگشته ام ...
"تو"بزرگوار آینه ای
یعنی نسیم یاد "تو" در خاطر من باد می خورد...آن سوی آسمان ...برای شمعِ ستاره ای ...دلم تنگ می شود...آخر من از تبار مجنون ام...درد بیماری ...همان بی یاری ست ...یعنی هر جنبنده ای که به آسمان رسد ...اقرار می کند ... که "تو" خدایی...که جز "تو"مفّری نیست...
پاسخ دانیال:
این تهی (بی یاری) خالی نیست ، لولاک لما خلقت الافلاک !
و لیکن از اندوهی عظیم لبریز شده است ، مگوی مگوی یا علی
زهرا
1 مهر 1392 ساعت 17:41
زخمی اگر بر قلب بنشیند؛ تو ، نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی ، و نه می توانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکه ای از قلب توست.
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی. قلبت را چگونه دور می اندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.

جای خالی سلوچ - محمود دولت آبادی
پاسخ دانیال:
پیشارویت گاه سکوت میکنم ...
تا عطش این مستی همچنان منتظرم بگذارد !
خادم الحسین علیه السلام
3 مهر 1392 ساعت 06:00
شهادت نام گرفت
وقتی خدا کسی را کشت
از شدت عشق!
پاسخ دانیال:
دفتر آسمان پر است از ستارگانی که لیلا ندیده مجنون شدند !
caution_alx
26 مهر 1392 ساعت 10:35
ﺩﻟﻢ " ﮐﻤﺎ" ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺍﺯﺍﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﮐﺘﺮﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﻣﺘﺎﺳﻔﻢ ..
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯾﺶ " ﺩﻋﺎ"ﮐﻨﯿﺪ
پاسخ دانیال:
زیر لب بخوان دعای عشق را
اینجا مهربانی آسانست !
عطیه
18 آذر 1392 ساعت 20:27
آرامش این روزها...
مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم...!
پاسخ دانیال:
راه می روی و انتظار میکشی ؟!
ناپایداران را با وصل، مانایی نیست !
باران 69
3 تیر 1393 ساعت 17:41
سلام بزرگوار فقط دغدغع رافهمیدم براستس قریب شدی؟همه ی خواننندگانت راهم قریب بکن ..به شما در این فضای مجازی افتخار میکنم خجالت میکشم بخولیم لینک بشم اما باافتخار لینکتان می کنم دغدغه هامان یکیست
پاسخ دانیال:
من شبیه چشمان توام ، از من اشک تازه ای بخواه !
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

خرید ساعت مچی

|

ساخت کد آهنگ و موسیقی