X
تبلیغات
رایتل

برای ماه بودنت

26 تیر 1392

میان ماضی و مضارع این روزهایم، تو را خدا صدا میزنم هر دم

با آن که هیچ گاه پیامبرت نبوده ام من

و مگر نه آنچه دیده ایم از ماه ، تو بوده است هر شب؟!

پس حالا که دل می بری از ما عاشقانه تر ببر ،

از آسمانی دیگر و با پیراهنی دیگر

چرا که ...

سحر اگر بیاید

دوباره عاشقم خواهی شد ،

دوباره یوسفت خواهم شد !

نظرات (74)
طهورا
26 تیر 1392 ساعت 08:34
اوّل...
تا ماه هست ...تا آسمان هست ...تا تو هستی ...تا...
شب باشد یا روز ...سحر باشد یا صبح...من روشنی از تو دارم !
با هر پیراهنی که نور تو را بگیرد ...
سلام
پاسخ دانیال:
به پای یار تا پای دار ، کجا میشوی تو ؟!
ما همین جا با توییم !
مریم
26 تیر 1392 ساعت 10:44
داداش؟!
پاسخ دانیال:
همیشه اذان شهر به افق دل ما افطار میشود !
ریحانه
26 تیر 1392 ساعت 14:01
چه پست خوبی

چه صدای قشنگی


کلی کیف کردیم !
پاسخ دانیال:
چشمانت چشمانت ، بی مانند است !
الهام
26 تیر 1392 ساعت 16:05
وااآی فوق العاده بودح
پاسخ دانیال:
اینجا تماشای معجزه رایگان است !
HOorA
27 تیر 1392 ساعت 11:23
سلام آدرسم عوض شد ....
http://www.moorche92.blogsky.com

متن هاتونم میخونم خیلی زیبان .....
پاسخ دانیال:
شیرینم را نخوری مورچه !!!!!
از طرف فرهاد
مریم
27 تیر 1392 ساعت 11:45
از ماضی ها و مضارع ها خسته شده ام
دلم برای یک حال سادۀ با تو بودن تنگ است

سلام عرض شد داداشی
پاسخ دانیال:
علیک بر چشمانت ولی الان وقت ندارم !
سهبا
27 تیر 1392 ساعت 19:31
نمی دانم من دل می برم از ماه , یا ماه از من دل ؟
همینقدر می دانم تا ماه باشد و نقره پاش مهتابش هر آنچه سیاهی را از دل تنگ من بزداید , هرگز دل به هیچ یوسفی نخواهم بست !
که پلنگ دل من بر صخره های آزاد و رها رو به ماه خواهد رفت , نه در پستوی پنهان و در پناه درهای بسته و پیراهنی ....

راستی برادر , عشق به ماه , حکایت جنون دل است , نه ؟
پاسخ دانیال:
به هر چه مینگرم شمع است ، ماه میخواهی چکار ؟!
پروانه در سودای وصال ، سراغ شمع را میگیرد یا که ماه ؟!
شاید منتظر
27 تیر 1392 ساعت 20:21
سحر اگر بیاید...
پاسخ دانیال:
کودتا میشود برای تو ...
طهورا
29 تیر 1392 ساعت 09:34
ماه دفتر روشنی از نامهای خداست...نگاهش که می کنم نام تو را هم می خوانم...یعنی هر ستاره یک دعا...حاضری یا غایب...
دانیال....حاضر
سهبا...حاضر
مریم...حاضر
ریحانه...حاضر
...............
پاسخ دانیال:
پیشانی تب دار ماه محتاج لبخند یک ستاره است
طهورا بخند که لبخندت را دوست دارم !
زهرا
29 تیر 1392 ساعت 12:06
زیبا بود
مثل همون اوایل
پاسخ دانیال:
زیبا تویی که بی تابی و می تابی !
زهرا
29 تیر 1392 ساعت 12:10
http://s3.picofile.com/file/7854039886/to_ra_darad.jpg
پاسخ دانیال:
مواظب باش ، نور ماه تو را از نور شمع جدا نکند
دردهای من مسری است
مراقب باشید !
عطیه
29 تیر 1392 ساعت 17:32
چرا انقدر قشنگ؟!!!
پاسخ دانیال:
چون ماه رمضون شیطون به بند کشیده میشه دیگه !!

http://s4.picofile.com/file/7855421826/shaytoonak.jpg
واکسی
30 تیر 1392 ساعت 10:06
ببخشید پوتیناتون واکس نمی خوان...خب ما هم دوست داریم تا آسمان بریم
پاسخ دانیال:
ماه عاشقت میکند ولی نمیسوزاند
کافی است دل بکنی از این کره خاکی
غیر این باشد عاشق میشوی ولی عاشقی نمیدانی
حتی با همین پوتین های خاکی !
وحید
30 تیر 1392 ساعت 14:26
کلیپی زیبا از شبکه نصر تقدیم به همه عاشقان منتظر حضرت مهدی موعود
التماس دعا
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9274
پاسخ دانیال:
بالغ میکند دلها را ...
طهورا
30 تیر 1392 ساعت 22:30
راز پوتین ها و پیراهن یوسف ٬شاهد بودنشان بود در لحظه های عاشقی ...
http://upload.tehran98.com/img1/l44gjb08zijp36s6yc8u.jp
g
پاسخ دانیال:
پیراهن را برای برای یوسف ساخته اند و دل را برای زلیخا ...
بارون خورده
31 تیر 1392 ساعت 02:08
گاهی دلم میخواهد دور شوم
دورِ دور...
آنقدر که دستِ هیچکس به من نرسد حتی خودم!
آنقدر که فقط من باشمُ خدا باشد.. مِنهایِ خودم!
جایی بعید تر از تمام ماضی ها و مضارع ها....
پاسخ دانیال:
تا بوده همین بوده ...
عشق همیشه ماضی است
و امید همیشه آینده !
وحید
31 تیر 1392 ساعت 19:46
سلام دوستان
شبکه نصر سلسله مباحثی رو در خصوص پاسخ به شبهات ولایت فقیه در اختیار علاقمندان به این مباحث قرار داده است.
قسمت دوم
بخش یک:
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9030
بخش دو:
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9035
پاسخ دانیال:
کعبه دل در حجاز نیست ، در خمین است و تهران و جماران !
بآرآن
1 مرداد 1392 ساعت 00:29
دانیال..؟
تو با یوسف سر و سری داری؟
نکنه ..؟
نکنه...؟ همان یوسف گمگشته مایی و در لباسی دیگر از ما دل میبری؟!!
پسر یه کم اسونتر حرف بزن ما هم با این دو کلاس اکابری که خوندیم بفهمیم چی میگی
ضمنا ۲۵ تیر تولدم بود تبریک که نگفتی حداقل بیا یه تیکه کیک باهم بخوریم...
التماس دعا یوسف جان
پاسخ دانیال:
چشم بر پیراهنی دوخته ای که یوسف نیست !
لااقل تو زلیخا باش
فرزانه
1 مرداد 1392 ساعت 03:56
سلامی از دل برای عزیز دلی .
خوبی خوشی ایام به کام است .
روزه نمازات قبول . خانواده خوبن همه دلتنگ و خواستار دیداریم تونستی به ما هم سری بزن . دوست داشتی به وب منه تازه کارم سر بزن ممنون میشم .( اگه موردی برای بهتر شدنش داشتی بگو ممنون میشم )
اراتمند شما فرزانه علیجانی
فامیلمم نوشتم گفتم شاید مارو از یاد برده باشی !!!!!
پاسخ دانیال:
چگونه تو را از یاد برده باشم ؟!
شهر تو قبله منست !
بآرآن
4 مرداد 1392 ساعت 00:09
چرا نظرمو تایید نکردی بی معرفت؟
پاسخ دانیال:
راضی به ماضی !
خادم الحسین علیه السلام
5 مرداد 1392 ساعت 07:09
اباصالح المهدی ارواحنا فدا:
شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.
پاسخ دانیال:
دل ثمر نمیشود جز به ساز بلبل مهدویان !
طهورا
7 مرداد 1392 ساعت 11:17
این پوتین های خاکی ...باهاش کجا رفتید ؟که نیستید؟
پاسخ دانیال:
تنها با این پوتین های خاکی میشود دربست رفت !
ریحانه
8 مرداد 1392 ساعت 18:18
دیگه اگه یشه که به مناسب تولدتون ما اینجا یکم سبک بازی در بیاریم

خعلی خعلی مبارک باشه
پاسخ دانیال:
من از شهاب میترسم اگر جرمش تو باشی !
تولدانه
8 مرداد 1392 ساعت 22:52
تولدتون مبارک
با بهترین آرزوها
پاسخ دانیال:
آب ، بابا ، نان ، عشق
کمی جمله سازی آسان باشد ای دل
زهرا
9 مرداد 1392 ساعت 00:59
تـــــــــــــولــــــــــــــــدتــــــــــــــون مـــــبــــــــارکــــــــــــــــــــ
پاسخ دانیال:
ماضی تو
مضارع تو
آینده تو ،
می بینی ؟!
تمام خاطراتم صرف میشود در تو
ریحانه
9 مرداد 1392 ساعت 01:12
و من باز هم خواهم آمد تا بنویسم تا کلمه ها از یادم نروند . دلم می خواهد مثل قدیم ترها ، قلمم بشود همه زندگیم تا دوباره بنویسم یکی بود و یکی نبود، قصه ای که آغازش همه بودند و پایانش أمّا او ...

داداش خیلی این جمله رو میخونم، خیلی ممنون که هستید،

واسه خیلی از درس ها ممنونم داداش ایشالله 1000 سالگیتون
پاسخ دانیال:
من نیست ، تو آمد
یادم رفت که بگوید
چقدر دوستت دارد
بارون خورده
9 مرداد 1392 ساعت 03:41
تولدتون مبارک صاحبِ ستاره های آسمانِ سیاه

آسمونِ زندگیتون همیشه ستاره بارون
پاسخ دانیال:
در دنیا کسی به نور ستاره محتاج نیست
اگر ستاره ای بگو ، من فقط می پرستمت !
مریم
9 مرداد 1392 ساعت 15:11
مقدمه: با بغض بخوان
اشهد ان زادروزت را
اشهد ان گریه های آغازینت را
اشهد ان چشمان مهربانت را
حی الی دلدادگی
قدقامت العشق
قدقامت آشفتگی و جنون و تب
تکبیرة الحرام... الله اکبر
دو رکعت نماز شُکر که خدای خالقمان تو را به زمینیان عطا کرد
و تو برادر من شدی

با اشکهای غلتیده بر روی گونه بخوان: تولدت مبارک
پاسخ دانیال:
یک از بهشت به دنیا آمدن که اینقدر تبریک ندارد مریم جان !
تسنیم
10 مرداد 1392 ساعت 22:26
سلام
طاعاتتون قبول
تولدتون مبارک
همه لحظات زندگیتون به پاکی لحظه تولد بادا
پاسخ دانیال:
آنچه نیست مبارک دلتنگیست !
الهام
12 مرداد 1392 ساعت 04:37
آقای دهقانیان چرا آپ نمیکنین؟من هر روز به این انید میام اینجا آخه
پاسخ دانیال:
جز بنام من دلهاست اینجا
طهورا
12 مرداد 1392 ساعت 10:41
یعقوب نیستم ....ولی بوی پیراهن یوسفی می آید...تولدتان مبارک هست ...حتّی برای ما که یکی دوسالیست ....می بینیمت...
رسیدن بخیر ...دلتنگتان بودیم .سفر به ماه بود؟
پاسخ دانیال:
یعقوب آنست که قدر یوسف ها میداند ...
و لیک یوسف این تویی است که بی شمع و پروانه عاشق میشوی !
طهورا
12 مرداد 1392 ساعت 12:16
دلم هوای بعدِباران می خواهد...آنجا که دشتی از پرهای سوخته با اشک آمیخته.......آنجا که فقط صدای دلنشین جویبار بیاید...و من چشم دل خسته ام را در مهربانیش بشویم...من که به آن دیار راه ندارم ...لا اقل ای کاش از آن بهشت برایمان بنویسی ...حکایت دل تنگ و شمع و پر پرواز و .....
پاسخ دانیال:
لطافت بهشت نذر دستانی است که سیب نچیده اند
فقط عباس صدایش بکن !
خوشه ی کهکشان
12 مرداد 1392 ساعت 14:04
شما با این وضع نوشتن یا باید دکتری فلسفه داشته باشید یا ادبیات.
زود بگو کدوماش درسته؟!!!!!!
پاسخ دانیال:
نه فیلسوفم نه ادیبم که من رسواتر از قلب شهیدم !
عطیه
12 مرداد 1392 ساعت 14:17
راستییییی تولدتون با من تو یه ماههههههه.
ماهی که آسمونش پره از خورشید
پاسخ دانیال:
از هر کجا که باشی
اگر کنارم نباشی
فصل ، پاییز است !
آبادان عشق
12 مرداد 1392 ساعت 19:18
سلام

نماز و روزه تون قبول

با یه غزل حضرت عباسی ع

بروزم

یاعلی ع
پاسخ دانیال:
که گویا لیلا نشسته میان این غزل ها ...
ریحانه
12 مرداد 1392 ساعت 22:52
http://upload7.ir/images/01007737816039675664.jpg


داداش ما میایم تولدتون ...بگو خب !

از این ها هم باشع دیگه
پاسخ دانیال:
دل متاعی نیست در پیشگاه بهشتی که نام دیگر توست
فأما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنت نعیم ( سوره واقعه )
سهبا
12 مرداد 1392 ساعت 23:00
سلام علیکم . رسیدن بخیر . سفرها بخیر . لابد سفر دو هفته ای زیارت قبول هم داره داداش , نداره ؟
گذاشتم از سفر برگردی و بعدش بیام خونه خودت تولدت رو تبریک بگم . ایشاله همیشه سلامت و شاد و پیروز باشی داداش دانیال .

راستی , سوغاتی ما کو ؟
پاسخ دانیال:
در اقالیم احساس ، سوغات فراق جز به زر قرار میسر مگردد
و لیکن این من ، بی تو نرفته که پی تو باز آید
طهورا
13 مرداد 1392 ساعت 13:49
با صدای خوبان:

یـــا عـباس نـحـن بـحـمـاک
پاسخ دانیال:
من و حلاج امشب عباس داریم !
بارون خورده
13 مرداد 1392 ساعت 22:49
دلِ من هم از همین پوتین های کهنه میخواهد
کفشهای من فقط بیراهه میروند..
پاسخ دانیال:
تا زمانی که خون سیب در رگهایمان جاریست
نگاه پریشان زینب راه را نشان میدهد !
بارون خورده
13 مرداد 1392 ساعت 23:06
http://up.takportal.ir/mataleb/brthday_%283%29.gif

این هم با تاخیر : )
پاسخ دانیال:
هیس امسال ، که لیلة القدر است نگاهش !
زهرا
19 مرداد 1392 ساعت 12:20
سلام
نماز و روزه هاتون قبول
عیدتون مبارک
البته با یه تاخیر کوچولو
پاسخ دانیال:
من از تو عاشقی آموختم !
هستی
21 مرداد 1392 ساعت 19:13
اگه میشه به منم سری بزنین....
پاسخ دانیال:
عاشقی یا شاعری ؟!
سهبا
21 مرداد 1392 ساعت 20:21
کجایی دادش دانیال ؟
پاسخ دانیال:
صبور باشی ان شاءالله
س
24 مرداد 1392 ساعت 01:02
رهایی حاضر غایب
تولدتون که بوده بود، مبارک
پاسخ دانیال:
معشوق آسمانی من ارمغان چه میدهی ماه را ؟!
بآرآن
24 مرداد 1392 ساعت 23:49
قلمت را بردار بنویس از همه خوبیها
زندگـــی ،عشق ، امیــــــد
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریــــم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنــــــا بنویس ...
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبـی بنویس که چو یاقوت و شقایق ســـرخ است
بنویس از لبخنــــد
از نگاهی بنویس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد....
قلمت را بردار روی کاغذ بنویس ...
زندگی با همه تلخی ها باز هم شیرین است..
پاسخ دانیال:
تا این دل ، دل شود سهم هر واژه از این قلم تنهایی است ...
باران
27 مرداد 1392 ساعت 19:53
سلام

احوال اقا دانیال

خوشحال شدم از اینکه شما در این سرا باقی ماندی

من به روز شدم
پاسخ دانیال:
میدانم و لیکن در سرای باران، آفتابی شدن هنر میخواهد و وقت !
سهبا
27 مرداد 1392 ساعت 23:40
امان از نبودنت ...
امان از دلتنگی ...
پاسخ دانیال:
کلمات ساکتند ولی من می بینم تو را
آ
28 مرداد 1392 ساعت 13:48
چه متن دلنشینی...

احتمالا ما رو یادتون رفته ...
پاسخ دانیال:
برای ما ماه باش
ریحانه
29 مرداد 1392 ساعت 00:21
ابلیـس شدم که آتشم زد کفنم
بــاید بـه تـمـام شعله دامن بزنم

ابلیس منـم ایل و تبارم سیب است
تا باغ تویی هر چه بکارم سیب است

ابلیس منم دور دهانم خونی است
شریان به دهان گرفتنم قانونی است

**
پـا از بـرهـوت بیــت هـــایـم بکشید
یک قطره هم از خدای باران بچشید

ای کاش که جادو کنم این دایره را
تا زله کنم هم سره هم ناسره را

نفرین کنم آسمان زمین میریزد
خورشید به موی ماه می آویزد

نفرین کنم این جهان جهنم دارد
نفرین مــرا جهـانـتـان کـم دارد

پای خودتان تبر اگر تیز شود
آغـاز بهار اول پاییز شود...


"علیرضا آذر"
پاسخ دانیال:
نظر به ماه بیفکن که تماشایی تر است ...
ریحانه
29 مرداد 1392 ساعت 00:21
ابلیـس شدم که آتشم زد کفنم
بــاید بـه تـمـام شعله دامن بزنم

ابلیس منـم ایل و تبارم سیب است
تا باغ تویی هر چه بکارم سیب است

ابلیس منم دور دهانم خونی است
شریان به دهان گرفتنم قانونی است

**
پـا از بـرهـوت بیــت هـــایـم بکشید
یک قطره هم از خدای باران بچشید

ای کاش که جادو کنم این دایره را
تا زله کنم هم سره هم ناسره را

نفرین کنم آسمان زمین میریزد
خورشید به موی ماه می آویزد

نفرین کنم این جهان جهنم دارد
نفرین مــرا جهـانـتـان کـم دارد

پای خودتان تبر اگر تیز شود
آغـاز بهار اول پاییز شود...


"علیرضا آذر"
پاسخ دانیال:
شعر تو ماه را کم دارد ....
ریحانه
29 مرداد 1392 ساعت 12:47
گفتگو در تنهایی تغییر کاربری داد
پاسخ دانیال:
در دلت باشم یا نباشم ....
همیشه در کالبد غزل، یوسف معنا می شود !
مریم
29 مرداد 1392 ساعت 14:48
نبودنت ناخن میکشد روی روح خسته ام
کجایی داداش دکتر دانیال دهقانیان؟؟؟
پاسخ دانیال:
نبودنم اجباریست وقتی مرهمی برای زخم ها نیست ...
دردهای من مسری است
مراقب باشید !
بیداربیقرار
31 مرداد 1392 ساعت 08:24
سحر اگربیاید دوباره عاشقت خواهم شد
پاسخ دانیال:
دوباره دود و آتش و نمرود
دل خلیل و هزار ذکر یاودود !
خادم الحسین
3 شهریور 1392 ساعت 20:39
ما رو پرت کردید آخر، دارید حذفمون می کنید!!!!!؟!!!!



پاسخ دانیال:
و الآخرة خیر و أبقی ... سوره أعلی آیه 17
خادم الحسین علیه السلام
3 شهریور 1392 ساعت 20:41
کم پیدا بودید کم پیداتر شدید....!!!!!!!
پاسخ دانیال:
دیوانه بودم ، شاید که دیوانه تر شده ام من !
طهورا
5 شهریور 1392 ساعت 00:20
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوی

غلام =
پاسخ دانیال:
زیر چتر بارانی و آرزوی ماه میکنی ؟!
طهورا
5 شهریور 1392 ساعت 09:31
خب همه زیر چتر بارانند ٬مهّم اینه که نور ماه تو صورتشون بیفته یا نه ؟؟خیس بشن یانه؟
ما آرزوهامون زیاده دیگه
پاسخ دانیال:
کاش زیر چتر تو بودم حتی اگر باران نمی بارید !
خادم الحسین علیه السلام
5 شهریور 1392 ساعت 12:22
البته که!!!!!!!!
پاسخ دانیال:
دستپخت تازه ام لقمه ای شعر است برایت
دعای سوپ مخوان ، کباب است دلم برایت
یوسف
6 شهریور 1392 ساعت 04:41
میان آن چاه ، دلم را در جنس نگاهت چال کردم
من که برده ی چشم های تو نبودم
که عاشقت شوم
حتی اگر پیراهنم را از سینه میدراندی
برای تو هیچ قلبی نداشتم
خدا بودی ، زلیخا شدی !
تا دستم را بخوانی !
من که عشقت را کف دستم ننوشته بودم !
جای تو محفوظ بود
حتی اگر همه ی کاردهای دنیا دستِ همه ی زن های دنیا را می بریدند ...
هنوز تو از من زیباتر بودی ...
اینبار اگر بازهم عاشقم شدی خودت را معرفی کن
تا بلادرنگ لب بر لب هایت بگذارم
تا دیگر نه تو کور و پیر عشق ِ من شوی
و نه من به زندانِ آزمونِ عشقت مجازات شوم
پاسخ دانیال:
به زیبایی مناز که زیبارویان در جهان بسیارند
تنها اگر یوسف ماندی فرزند یعقوب کنعانی !
یوسف
6 شهریور 1392 ساعت 18:33
تا او نخواهد هیچ یوسفی ، یوسف نمیشود
من نه به زیبایی خویش نازم و نه به فرزند یعقوب
من به من ِ خویشتنم می نازم
همان منی که من نیستم
همان هستی که اوست
همان اویی که منم
همان منی که اوست
تو چه میدانی که یوسف، یوسف نبود
حسن یوسف او بود
و یوسف اگر او نبود ، بودش چه بود ؟
لطف ایزد گرهمباز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آمچه مسیحا میکرد ....
پاسخ دانیال:
یادم هست یادت نیست صبر بر هجران قلوب کار حتی ایوب نیست
چه، ترک یوسف ترک همه گناهان است تا تو بفهمی لذت یعقوب شدن را
طهورا
7 شهریور 1392 ساعت 10:41
چه کامنتای زیبایی از جناب یوسف و چه جواب های زیباتری!
پاسخ دانیال:
یوم بلایوسف یوم ضائع ( سوره کنعان ، آیه فراق )
هر روزی که بی یوسف بگذرد ، روزی هدر رفته از روزهای زندگیست!
بآرآن
7 شهریور 1392 ساعت 10:57
چرا آپ جدید نمی کنی هان؟!!
پاسخ دانیال:
چگونه بنویسم برایت در حالی که فراموش کرده ام رنگ چشمانت را
چگونه بنویسم برایت وقتی اشکهایم صفحه کاغذ را خیس میکند !
چگونه بنویسم برایت در حالی که بین من و تو شهری از فاصله است
شهری از غم ، شهری از رنج هجران ، شهری از درد فراق ...
چگونه بنویسم برایت در حالی که آنچه تا کنون نوشته ام را نخوانده ای
و یا خوانده ای و صدایم نکرده ای !!
طهورا
7 شهریور 1392 ساعت 11:03
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد...هنوز ...
پاسخ دانیال:
من الیوسف الی الیوسف ...
یوسف
7 شهریور 1392 ساعت 17:50
هجر که درد نیست اگر پای عشق در میان باشد
خود معاشقه ایی است با همه نبودن های معشوق
هجرتی است به هجران ِ تب و تابی که خدا به انتظار نشسته است ،
خدا نکند من یعقوب باشم که به هجر یوسف کور شوم ، خدا کند من یوسف باشم و هزار جامه برتن که مدام زلیخا بدراند و من مدام رو بسوی خدا فرار از تمنای آغوش کنم .
پاسخ دانیال:
کمر شکسته ماه ، در شب یلدای فراق را بنگر
ما کشیدیم رنج هجران را ...
عمه خانوم
9 شهریور 1392 ساعت 10:18
یعقوب شدن چه آسان ....یوسف شدن چه مشکل!
پاسخ دانیال:
همیشه یوسف را با من اشتباه گرفته اند ...
عمه خانوم
9 شهریور 1392 ساعت 10:28
یعقوب شدن چه آسان ...یوسف شدن چه مشکلی!

آسان=به قیمت خون دل
مشکل=مشـــــکلـــــــ
پاسخ دانیال:
هزار سال یوسفی میکند و نمیداند یعقوب بی یوسف عاشق تر است !
بآرآن
9 شهریور 1392 ساعت 11:59
حالا که رنگ چشمانم را فراموش کرده ای..
حالا که اشکهایت کاغذ را خیس میکند...
حالا که از هم فاصله داریم ...
حالا که حرفهایت را نخوانده ام یا خوانده ام و صدایت نکرده ام...
حالا بنویس
بنویس و به همه نشان بده عشق را قدرتیست که هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند سد راهش باشد...


بنویس تا به جای تو باران ببارد...
پاسخ دانیال:
دو قطره باران و یک دریا عاشقی ؟!
بارون خورده
9 شهریور 1392 ساعت 23:49
دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست؟!
پاسخ دانیال:
یعنی به دلت اجازه بده مخاطب خاصّ خاص شعرهای من باشد
فقط همین یک بار را ...
س
10 شهریور 1392 ساعت 00:23
سلام
آفرین به پاسخ های زیبات
پاسخ دانیال:
همه نذر آن واژه ای است که « تو » باشی ...
Caution_alx
10 شهریور 1392 ساعت 00:51
از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند
پاسخ دانیال:
شراب تو شربتی از سراب است
ماه به عشق زمزم در آسمانست
بآرآن
10 شهریور 1392 ساعت 09:54
بآران را دست کم نگیر
مادر دریاست
و در دل هر قطره اش دریایی از عشق...
پاسخ دانیال:
شمع، عشق پروانه است ...
جز قطره ای اشک خاموشم مکن !
ریحانه
10 شهریور 1392 ساعت 13:31
چرخی بزن این جنازه پایان گیرد
تا مرگ مگر صورت امکان گیرد

چرخی بزن و به گردنم دستی کش
هو هو کن و بر پیرهنم دستی کش

در پیرهنمم عزیز کنعان دارم
یک گله‌ی گرگ داس دندان دارم

در پیرهنم پرنده ها در مشتند
در پیرهنم پرنده ها را کشتند

در پیرهنم آتش و آدم دارم
در پیرهنم فقط جهنم دارم

از شعله‌ی پیچیده به من دور شوید
از فاجعه‌های پیرهن دور شوید

زهر است که از چاک لبم می‌جوشد
خون است که از چشم شبم می‌جوشد

اشکی که به پلک مرد می‌آویزد
قانون غرور را به هم می‌ریزد

می‌گریم و اشک مرد دیدن دارد
سُر خوردن کوه درد دیدن دارد
پاسخ دانیال:
مرگ را به غلط کردن انداخته
پیراهن سرخ مردان سوریه !
سهبا
10 شهریور 1392 ساعت 21:56
یا من , من نیستم و تغییر کرده ام یا حسی در این میانه گم شده , که اینقدر دلتنگ آنروزهای دورم و آنهمه شور و شوقی که در میانه آسمان مجاز دوستیها موج میزد ...
شما می دانی راز اینهمه دلتنگی و بی حسی را برادر ؟
پاسخ دانیال:
حواسم هست گل نرگس چه عطری دارد
حواست باشد دلتنگی تا ظهور ادامه دارد
آبادان عشق
12 شهریور 1392 ساعت 20:14
سلام برادر
دیگه ما رو مهمون جملات زیبات نمیکنی؟؟؟؟؟
یاعلی
پاسخ دانیال:
حرف دل را نه آسان میتوان گفت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

خرید ساعت مچی

|

ساخت کد آهنگ و موسیقی